ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٠ - عبارت لو نهيت لكنت ناصرا،
مىرسد كه عثمان را از شورش بر حذر داشته، و چون باصطلاح گوش عثمان بدهكار نبوده، حضرت او را به خود واگذاشته است؛ و اگر اين روايت صحيح نباشد عثمان را امر بمعروف كردن واجب كفايى بوده و نه عينى، و چون تعداد زيادى از صحابه، عثمان را از انجام منكرات، بيم داده بودند لازم نبود كه شخصا امام (ع) عثمان را بر حذر داشته باشد.
در مورد كار ناپسند صحابه، و ايجاد سنّت غلط خليفهكشى آنان، اگر ثابت شود كه حضرت صحابه را از اين كار بد، باز نداشته است، مىگوييم: از شرايط نهى از منكر اين است كه نهى كننده علم و يا گمان قطعى داشته باشد، كه سخنش مورد قبول واقع مىشود، و يا قدرت داشته باشد كه انجام دهنده منكر را بزور از كار بد، باز دارد. شايد امام (ع) آگاه بوده است كه صحابه را نهى از منكر كردن در اين جريان مؤثر نيست، ظاهرا چنين نيز بوده است.
در مورد بى فايده بودن نهى صحابه و بازدارى آنان از شورش، چنان كه از آن حضرت روايت شده است. امام (ع) به مردم قول داده بود كه بين آنها و عثمان، آشتى برقرار كند، و اسباب نگرانى صحابه از رفتار عثمان را از ميان ببرد، با وجود اين كه، اين وعده چندين بار تكرار شده بود، نتوانست نقار و اختلاف را برطرف كند. روشن است كه صحابه بعد از آن همه وعده و انجام نگرفتن كار، توجّهى به فرمايش آن حضرت نمىكردند! در باره اين كه چرا حضرت با زور از قتل عثمان جلوگيرى نكرد، پر واضح است كه يك نفر و يا حتّى ده نفر نمىتوانستند چنين شورش بزرگى را جلو گيرند، چه رسد به يك فرد، آن هم رجّاله عرب و افرادى كه براى اين منظور فرا خوانده شده بودند. بويژه كه تفكرات گوناگونى در هم آميخته و شورش بزرگى را پديد آورده بود. بديهى است كه هم حق و هم باطل را به عثمان نسبت مىدادند.
در اين باره احتمال ديگرى نيز بود، و آن اين كه عثمان بيت المال مسلمانان
ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن ميثم) ج٢ ١٥٩ در ادامه خطبه مىفرمايد: و ان مسيرى هذا لمثلها ..... ص : ١٥٩