ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢١ - عبارت لو نهيت لكنت ناصرا،
را كه جانمايه و زندگى آنان بود به اقوام خود بخشيده بود. جدا از آنچه شورشيان حق يا باطل، به عثمان نسبت مىدادند حيف و ميل اموال مسلمانان واقعيت بود.
بعلاوه امام (ع) گمان قطعى داشت، كه اگر به يارى عثمان برخيزد، چون او، و با او كشته خواهد شد. براى هيچ انسانى جايز نيست كه خود را در معرض هلاكت و نابودى قرار دهد، بدين دليل كه مىخواهد از پارهاى منكرات جزئى جلوگيرى كند.
اگر ثابت شود كه آن حضرت مردم را از كشتن عثمان نهى كرده است. بايد گفت اين نهى پيش از قتل عثمان، در اوّلين مرحله شورش و اجتماع آنها بوده، و جمله لو نهيت لكنت ناصرا در هنگام به نهايت رسيدن شورش و قتل عثمان بوده است كه نهى نكرده، زيرا، نه قدرت برچينى نهيى داشته، و نه، نهى بدين هنگام فايدهاى داشته است.
بعضى از شارحان گفتهاند، ظاهر سخن حضرت «ع» كه نه امر بكشتن عثمان و نه، نهى از آن كرده، دلالت دارد كه قتل عثمان در نزد آن بزرگوار، از امور مباح بوده است، كه نه امر به مباح و نه نهى از آن مىشود. اين استدلال شارحان اشتباه است. زيرا نهايت چيزى كه از بركنارى آن حضرت، از امر و نهى كردن، در اين باره فهميده مىشود، دخالت نكردن در اين موضوع و سكوت در آن باره است، و اين سبب نمىگردد كه حكم به مباح بودن قتل عثمان در نزد آن بزرگوار شود بلكه احتمال دارد كنارهگيرى امام (ع) به يكى از وجوه ياد شده بوده باشد.
خلاصه سخن در اين مورد اين كه محقّقان اتّفاق نظر دارند، كه سكوت در باره موضوعى، دليل نوع سكوت، سكوت كننده نيست هر چند با قرينه بتوان نوع سكوت را فهميد.
از چيزهايى كه بر دورى جستن آن حضرت از امر و نهى در باره قتل عثمان