سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٤٠٦ - ٢ مؤلفههاى عرفان شريعتگريز
عادات را دربر مىگيرد و من متوهّم مىسازد و با عقلانيت و روحانيت حقيقى نيز سازگار نيست و ... درحالىكه عرفان دينى- اسلامى در مقوله عرفان به نفس و رياضات مربوطه نظر آلى و ابزارى داشته و هرگز با نظر استقلالى به آنها نمىنگرد چنانكه مطرح كرديم. [١]
و ... پس برخى از مولفههاى عرفان شريعتگريز را مىتوان چنين تصوير نمود:
- خلأهاى معرفتى در حوزه اعتقادات.
- فرار از بايد و نبايدهاى اخلاقى و دينى.
- فرار از سخت به آسان يعنى از شريعت به اميال نفسانى.
- مخالفت سياسى با عرفان قرآنى- ولايى و حكومتهاى دينى و ...
- گريز از علم و عقل به بهانه حجاب بودن.
- انزواگرايى و جامعهگريزى.
- گرايش به لاقيدى و ليبراليسم اخلاقى و جنسى.
- گرايش به كرامات و خوارق عادات و آرامشهاى ناپايدار.
عرفان اسلامى نيز براساس سير تطورى و تكاملىاش كه در دامن فرهنگ و معارف اسلامى تولّد و تعالى و تكوّن و تكامل يافت به عرفان نظرى و عملى تقسيم شد كه عرفان نظرى بازتاب و انعكاس رهآوردهاى سلوكى و تجربيات عرفانى سالكان طريق معرفت و راهيان راه نور و معنويت است و از مبانى و منابع وحيانى برخوردار مىباشد و از حيث معرفتشناختى بر قلب و روش تهذيب تكيه داشته و سلوك عرفانىاش ريشه يافته در دستورات دينى و ارشادات و اشارات قرآنى- ولايى است، عرفان اسلامى توحيدمدار و ولايتمحور است و «شريعت» به معناى عام و خاص همه هويت و شناسنامه وجودش را مىسازد و در تاريخ و جغرافياى
[١]. ر. ك: طباطبايى، محمد حسين، تفسير الميزان، ج ٦، ص ٢٥٧- ٢٨٣.