سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٤٠٤ - ٢ مؤلفههاى عرفان شريعتگريز
البته عرفاننما و شبهعرفان هستند پس: به قول حافظ شيرازى كه نقد زمان و زمينههاى خويش كرد و درد درون را در كسوت ابيات چنين بروز داد:
|
صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد |
بنياد مكر با فلك حقّه باز كرد |
|
|
بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه |
زيراكه عرض شعبده با اهل راز كرد |
|
|
نقد صوفى همه صافى و بيغش باشد |
اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد |
|
|
نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند |
نه هركه آينه سازد سكندرى داند |
|
|
نه هركه طرف كله كج نهاد و تند نشست |
كلاه دارى و آيين سرورى داند |
|
|
هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست |
نه هركه سر بتراشد قلندرى داند |
ريشههاى عرفان شريعتگريز و مؤلفههايش نيز از جنبههاى معرفتى- رفتارى و همچنين زمينههاى تاريخى- اجتماعى برخوردار است كه برخى از آنها عبارتند از:
١. خلأهاى معرفتى در حوزه اعتقادى:
٢. رهايى از بايدها و نبايدهاى دينى به دليل لاقيدى، ماترياليسم اخلاقى و ليبراليسم رفتارى.
٣. فرار از «اشقّ به اسهل» كه رهايى از سختى به راحتى براى عدم عمل به شريعت اسلامى است تا آرامشهاى كاذب و موقتى و خلوت و خلسههاى زودگذر آن هم با تمركز به درون حاصل گردد كه متأسفانه با مديتيشن و يوگا و انرژىدرمانى و ... آن هم اختلاط دختر و پسر و حتّى با داروهاى روانگردان و توهّمزا و ... و توجيههاى من درآوردى و تفسير به رأىهاى عجيب و غريب همراه است.
٤. موضعگيرى سياسى عليه حكومت و مديريت دينى- ولايى در قالب عرفان درمانى و عشقهاى زمينى كه از سادهدلى اكثر گروندگان و نيرنگ و خدعه مدعيانشان سرچشمه مىگيرد. لذا بازيچه دست سياستبازان شده و ابزار و پياده نظام دشمن قرار گرفتند و ليكن در قالب عرفان و سير و سلوك كه جاذبه خاصى داشته و توجيههاى مختلف مىپذيرد.