سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٣٥ - «مراتب ولايت»
يَحْزَنُونَ[١] رسيدهاند و به تعبير علامه طباطبايى ;: «اطلاق آيه كه خوف و اندوه را بطور مطلق از اولياى خدا نفى مىكند، دلالت دارد بر اينكه اولياى خدا هم در دنيا متّصف به نداشتن خوف و اندوهاند و هم در آخرت ...»[٢] و در تفسير نمونه آمده است: «اولياى خدا كسانى هستند كه ميان آنها و خدا حائل و فاصلهاى نيست، حجابها از قلبشان كنار رفته و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك خدا را با چشم دل چنان مىبينند كه هيچگونه شك و ترديدى به دلهايشان راه نمىيابد ...»[٣] و بنابر روايتى از پيامبر اكرم ٦ كه مرحوم ميرزا احمد آشتيانى از بحار الانوار نقل كردهاند «اولياء اللّه» داراى ويژگىهاى ذيل هستند:
١. به ملكوت دنيا و باطن آن نظر كردهاند درحالىكه مردم به ظاهر و ملك آن.
(باطننگر هستند)
٢. به آخرت گرايش و اهتمام دارند درحالىكه مردمان به دنيا. (آخرتگرا مىباشند)
٣. دنبال حيات دل و زنده نگهداشتن جان خويش هستند و از هر چيزى كه ميراننده آنهاست گريزانند. (حيات قلبى دارند)
٤. به عمران و آبادانى آخرت خويش پرداخته و در دنيا اهل زهد و عدم دلبستگى به آنان هستند. (زهدگروى جامع دارند)
٥. انسانهاى بيدار، بينا و داراى دل و ديدهاى درككننده و هشيار و هوشمند هستند و فريب امور ناپايدار و گذرا را نمىخورند و به دنيا و دنياپرستان با ديده حقارت مىنگرند و چشم به چشمه بقاء دوختهاند (دلبسته به جاودانهها و ابديت هستند) كه:
|
اين مدعيان در طلبش بىخبرانند |
آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد |
|
[١] - يونس، ٦٢.
[٢] - تفسير الميزان، ج ١٠، ص ١٣٢، چ بيستم، ١٣٨٤، قم، دفتر انتشارات اسلامى.
[٣] - تفسير نمونه، ج ٨، ص ٣٣٣، چ بيست و ششم، ١٣٨٢ ش، تهران، دار الكتب الاسلاميه.