سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٤٠٧ - ٢ مؤلفههاى عرفان شريعتگريز
ماهوىاش حضور دارد. لذا عرفان اسلامى عرفانى شريعتگرا چه قبل از سلوك و وصول و چه پس از سلوك و وصول و چه در ميانه راه و حين سلوك و وصول است يعنى شريعت از آغاز تا انجام و بدايت تا نهايت و حدوث و بقاء در همه مراحل و مقامات محور و مدار حركت نهادى و جوهرى و صيرورت باطنى و درونگرايانه است و در فرايند روشمند و مكانيسم از خود تا خدا ملاك عمل است و سلوك توأم و قرين با رياضت و مجاهدت مستمرّ و پايدار است و مجاهدت و رياضت مبتنى بر عقايد اسلامى، شريعت و فقه اسلامى است يعنى رياضتى معقول، معتدل و مشروع است، شريعت حقيقت واحده ذات مراتب و حتّى ذات مظاهر به وزان استعدادها و قابليتهاى سالكان اعم از سالكان مجذوب و مجذوبان سالك و سالكان محض و مطلق است و با توجه به گستره وسيع و قلمرو فسيح همه مقامات و منازل را تحت پوشش نهاده است تا سالك براساس استعداد، مقامات و احوال، مزاجهاى وجودى دچار خلأ و كاستى در سلوك و برنامههاى سلوكىاش نشود لذا شريعت داراى ظاهر و باطن و آداب و اسرار و جسم و جان است و طريق معرفت نفس و مراقبت نفس را در دل تزكيه و تهذيب نفس تا رسيدن به مرتبه فناى فى اللّه و تضحيّه نفس نشان داده است، در عرفان شريعتمحور نيل انسان به شهود نفس و قرار گرفتن تحت ولايت الهيّه و قرارگاه «توحيد تامّ» از رهگذر «عبوديت و بندگى» ملاك اصلى است و شريعت اصالت را به «عبوديت» داده است نه كشف و كرامات، لذا عارفان حقيقى نه تنها التزام به واجبات و محرمات داشتند بلكه در تحصيل مندوبات و ترك مكروهات و مباحات نيز تلاش نمودهاند و به تعبيرى در عرفان شريعتگرا براى سالكان راستين گو اينكه دو حكم بيشتر نبود: ١. واجب ٢. حرام، يعنى مستحب در مقوله اول و مكروه و مباح در مقوله دوم قرار مىگرفت و طاعت و بندگى و گريز از هر نوع گناهى براى سالك اهميت بسزا داشت تا خداگرايى و ديدار حقّ سبحانه تحقق يابد پس