سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٩٤ - عارفان حقيقى چه مىگويند؟
حبّ صورت نمىگيرد زيرا چنانكه گذشت معرفت حقيقى، راهى جز نسيان ماسوى ندارد ...». [١]
پس: ١. معرفت نفس (حصولى و شهودى) ٢. مراقبت نفس در همه احوال و اطوار وجودى و منازل سلوكى كه البته به تناسب منزل و مقام و حال مراقبت معنا شده و معنا مىيابد، لذا مراقبت در بندگى و عمل صالح و خلوص از مرز خلوص فعلى (مخلصين) تا منزلت خلوص ذاتى (مخلصين) استمرار مىيابد و هرگز بندگى و التزام به شريعت كه داراى ظاهر و باطن است و براى همه مراحل معنوى دستور العمل دارد از سالك جدا نمىشود.
٣. محبت و عشق حقيقى و خالص به خدا و محبوب يگانه و يكتا، راه ورود انسان به بارگاه قدس ربوبى و توحيد حقيقى را مىگشايد تا تجلّيات الهى و افاضات ربوبى يكى پس از ديگرى بر سالك ريزش يابد و فيضان حق بر دل و جانش بنشيند و مراحل فناى افعالى، فناى صفاتى و فناى ذاتى طىّ گردد و همه عالم و آدم به دليل فقر ذاتى و نياز نفسى آيت و آينه يا نشانى از آن بىنشان هستند به تعبير استاد جوادى آملى: «آيت، بدان لحاظ كه نشانه است، تنها غير را نشان مىدهد و از خود نشانى ندارد. جهان قطعا بىنشان است، تا بتواند نشانه آن بىنشان ديگر باشد، اما بىنشان بودن انسان و جهان از باب سالبه به انتفاء موضوع است، يعنى او موجود مستقل نيست و بىنشان بودن خداى سبحان از باب «سالبه به انتفاى محمول» است يعنى او موجودى مستقل است ولى چيزى نمىتواند به حقّ او را نشان دهد.» [٢] لذا انسان سالك به حقيقت راه يافته هرگز خويشتن را از شريعتگروى بىنياز ندانسته و هر مرحله به مرحله شدّت اشتياقش به شريعت و عمل به آن در قالب نماز، روزه، دعا نيايش و راز و نياز بيشتر مىگردد تا از رهگذر «عبوديت الهى» و محبت و مهرورزى صادقانه به محبوب سرمدى به مقام ولايت الهيّه راه يابد كه علامه طباطبايى ; فرمود:
[١]. شيعه، ص ١٦٤- ١٦٥.
[٢]. شمس الوحى تبريزى، ص ٢٨٥.