سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٨٩ - عرفان شريعتگريز چرا و چگونه؟
نردبان بايد گفت كه مثل پلكانى است كه پلههاى بالايى وابسته به پلههاى پايينى است و هيچكدام از آنها «بام» نيست و همه شريعت، طريقت و حقيقت به مثابه پلكان تكامل و تعالى انسان سالك الى اللّه تا مقام قرب و لقاء ربّ هستند، علامه جوادى آملى در تفسير آيه: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ [١] كه دستاويز برخى از جمله صوفيه قرار گرفته است فرمودند: «انسان تا زنده است نسبت به عبادات خدا تكليف دارد و تنها با رسيدن مرگ اين تكليف به پايان مىرسد و مفاد كلمه (حتّى) بيان حد عبادت و نهايت آن است نه فايده و منفعت. [٢] يا فرمود: «انسان سالك تا در عالم دنيا به سر مىبرد از تكليف جدا و از شريعت رها نمىگردد.» [٣] و نوشتهاند: «سير و سلوك جز با انجام واجبات و مستحبات از يكسو و ترك محرمات و مكروهات از سوى ديگر قابل قبول نيست و بازدهى ندارد» [٤]، بلكه التزام عملى عارفانه و عاشقانه به مراحل والاتر و بالاتر شريعت خواهد داشت و تبعيّت از سيره عملى حضرت ختمى مرتبت ٦ نيز چنين اقتضاء مىكند.
و در جاى ديگر مسئله تبعيت از شريعت و ولايت اهل بيت عليهم السّلام را راه صحيح سلوك براى شهود دانستهاند [٥] و يا پس از تحليل مقوله بام و نردبان در مثال صوفيان و نقد آن نوشتهاند: «قشر از لبّ و شريعت و طريقت از حقيقت تفكيكناپذيرند». [٦]
و ابن عربى در تبيين رابطه شريعت و طريقت و حقيقت گفتهاند: «... حقيقت عين شريعت است. شريعت مانند جسم و روح است كه جسمش احكام است و روحش حقيقت.» [٧]
[١]. حجر، ٩٩.
[٢]. جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن مجيد، ج ١٥، ص ٦٢٧- ٢٢٨، ج ١٦، ص ١٢٧- ١٢٨، ج ١٢، ص ٣٣٧، ج ١٣، ص ٢١١.
[٣]. همو، تفسير موضوعى قرآن مجيد، ج ١٠، ص ٢٩٥.
[٤]. همان.
[٥]. همو، دينشناسى، ص ٢٤٨.
[٦]. همان، ص ٦٩- ٧٠.
[٧]. ابن عربى، فتوحات مكيه، ج ٢، ص ٥٣٦، و ج ٤، ص ٤١٩ و ج ٢، ص ٤٨٧، ٦٨٧.