سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٦٨ - آسيبشناسى رابطه مريد و مرادى
و معارج تكاملى بصورت ديالكتيكى و ديناميكى چون رشد يك دانه گندم و ...، وجود رياضتهاى سلوكى، عشق و محبت، كشف و شهود صورى و معنوى و ...
٢. ريشههاى فرهنگى اعم از ترويج معنويت و عرفان در جامعه، وجود كرامات و كارهاى خارق العاده، نوشتن يا تأليف و ترويج كتابهاى سلوكى و كمالات و كرامات اهل معنا و معرفت و انگيزهافزايى در ميان نسل جوان جامعه نسبت به عرفان، وجود جذبات عرفان و عارفان قرين با گرايشهاى فطرى آدميان به انس و ذكر و خلوت و ...
٣. واقعيتهاى عمومى در سطح جامعه اعم از وجود انسانهاى سالك حقيقى و راستين و در كنار آن باز شدن دكّان داعيهداران و مدّعيان سير و سلوك و حتى در آميختگى نامتجانس و بلكه ناجوانمردانه عرفان ناب با عرفان كاذب و دروغين به گونهاى كه عرفانهاى غيردينى و سكولار و ليبراليستى نيز با سوء استفاده از عرفانگرايى جامعه اسلامى انقلابى و استفاده ابزارى از عرفان و سير سلوك در قالب عرفان درمانى، انرژى درمانى، تلهپاتى، هيپنوتيزم، احضار روح، تجربههاى عرفانى شهودى، دعا درمانى، معناگرايى و ... هستهها، حلقات و انجمنهاى ذهنخوانى، تقويت اراده، تسخير طبيعت، مثبتانديشى، و ... را تشكيل داده و برخى نيز به نام مهدويت، عرفان عملى و سير و سلوك، اجازه داشتن از بزرگان معرفت و معنا خواسته و ناخواسته، با غرض و بىغرض عرفان ناب را دچار آفات و خطراتى كردند كه بجاى راهنمايى، رهزنى مىكنند و چون راه رفته و طيّ مقامات معنوي نكردهاند و زمام هدايت فكري و معنوي نسل جوان را بدست گرفتهاند يا آنها را خلوت گزيده و عزلتپيشه و در خود و خلسه فرورفته و يا دچار توّهمات و تخيلات و پندارزدگى در حوزه عرفان مىنمايند و هنوز با الفباى معارف اسلامى و عرفان ناب آشنايى نداشته خود را عارف و استادان خويش را قطب و قدوه عارفان و سالكان مىنامند و مىدانند و تسليم مطلق آنها گشتهاند و يك جانبهگرايانه مىروند و مراد و استادان آنها