سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٤٩ - ضميمه ٦ استاد و راهنما در عرفان
|
هر كه در ره بىقلاووزى[١] رود |
هر دو روزه راه صد ساله شود |
|
|
كار بىاستاد خواهى ساختن |
جاهلانه جان بخواهى باختن. |
|
اگرچه در سلوك عرفانى، كار اصلى را بايد خود سالك انجام دهد امّا «استاد» نقش راهنماى باتجربه و راه طى كردهاى دارد كه خطرات و خصوصيات اين راه خطير را كاملا مىشناسد و به مشكلات سير و سلوك آگاهى دارد و از سوى ديگر طبيعت و مزاج شاگرد سلوكىاش و توان مجاهدت و تحمل رياضت او را نيز مىداند يعنى به «سرّ قدر» او وقوف دارد و اينكه چگونه و با چه كم و كيفى حركت كند، چه ذكرى داشته باشد، مراقبتهاى منازل در مناظر معنوىاش چگونه باشد همه از دلالتها و همّتهاى پير طريق و راهنماى راه قابل دستيابى است و قرآن كريم نيز در مواضع متنوع مقوله منزلت راهنما و استاد را در هدايتهاى ظاهرى و باطنى گوشزد كرده است كه «فطرت و شريعت» در خصوص «راهنما و رهبرخواهى» همگرايى ويژهاى دارند كه اسلام براى انسان و با هدف رساندن به «انسانيّت» آمده است چنانكه حضرت ابراهيم ٧ به آزر در خصوص هدايت به صراط مستقيم فرمود:
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا[٢]
كه حد اقل دو نكته لطيف در آن مشهود است:
١. جاهل بايسته است به عالم مراجعه كند.
٢. كسى كه صاحب علم الهى و معرفت خدادادى است و خود در صراط هدايت است مىتواند آگاهىبخش و هدايتگر باشد:
|
اى بىخبر به كوش كه صاحب خبر شوى |
تا رهرو نباشى كى راهبر شوى |
|
آرى خدمت انسان كامل كردن و سر سپردگى به راه يافتهگان راه وصال كه متّصل به
~hr /~[١] - قلاووز، لغتى تركى و به معناى راهبر و دليل راه است( فرهنگ معين، ذيل همين كلمه).
[٢] - مريم، ٤٣.