سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٤٥ - ضميمه ٦ استاد و راهنما در عرفان
ضميمه ٦: استاد و راهنما در عرفان
عرفان اسلامى هوّيتى كاملا روشن در تاريخ و جغرافياى معارف و آموزههاى قرآن و عترت طاهره عليهم السّلام دارد كه هم از حيث معرفتشناختى و هم از جهت غايت و فرجامشناختى گرفتار بحران هويت نيست و اساسا گفتمان مسلّط بر تعاليم وحيانى همانا نيل به انسانيّت و قرار گرفتن در قلّه رفيع قرب الى الله از رهگذر معرفت، محبت، شريعت، عبوديت و ولايت الهيّه است و عناصرى چون: تزكيّه نفس، رشد و فلاح، قرب و لقاء ربّ در طول بلكه درهم تنيدگى با حكمت و بصيرت حكايت عميق و روايتى دقيق از نسبت بهم پيوسته اخلاق و عرفان و عرفان اصولى (علمى) و عرفان وصولى (عملى) خواهد بود و البته فطرت كمالخواه و جمالگراى انسان بنياد و جوهر هويتشناسى عرفان اسلامى است و فطرت در تصعيد و تكامل نياز انسان به هادى و راهنما و راهبر را توجيه و تفسير مىنمايد چه اينكه به تعبير امام صادق ٧: «العامل على غير بصيرة كالسائر على غير الطريق لا يزيده سرعة السير الا بعدا»[١] كسى كه بدون بصيرت عمل مىكند، مانند كسى است كه در غير طريق افتاده و بيراهه مىرود و سرعت حركت وى تنها دور شدن از هدف و مقصد را بيشتر مىكند.
در عرفان عملى كه موسوم و موصوف به سير و سلوك است و عارف و سالك يا در اثر
~hr /~[١] اصول كافى، ج ١، باب من عمل خير علم، ح ١.