سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - مرگ اختيارى
تُرْجَعُونَ[١]، إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى[٢]، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ[٣]، إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ\*[٤] و ... «رحلت» در حديث «الرحيل و شيك»[٥]، «تجهزّوا رحكم الله فقد نودى فيكم بالرحيل»[٦] و يا تعبير «وفات» (توّفى) در قرآن كريم كه به معناى «دريافت كامل» نفس و جان آدمى است[٧] و شيرين و دلنشين تعبير «كل نفس ذائقة الموت»[٨] كه واژه ذائقه به اسم فاعل آمده نه مفعول و به مضارع كه مشعر به اين معناست كه همواره و هميشه مرگ را مىچشند و به تعبيرى «ذائقه» يعنى چشيدن كامل مرگ، «گويا مرگ را غذاى سازمان خلقت آدمى دانسته است»[٩] و تعابير ياد شده همگى بر انتقال انسان از عالم كثرت به عالم وحدت و خارج ساخت كلّى است: الف) مرگ طبيعى، اضطرارى و اجبارى كه استدارهاى است ب) مرگ ارادى، اختيارى كه در امر معرفت و معنويت، تذكيه عقل و تزكيه نفس در دو عرصه علم و عمل و با دو عنصر «ايمان» و «عمل صالح» قابل وصول و حصول است كه خروج از عالم ظلمات به جهان نور و ملكوت هستى است به بيان ديگر «مرگ طبيعى» همه عالم و آدم را دربر مىگيرد و براى مخلوقات عالم ماده همواره ثابت است چه اينكه مرگ تحول از نقص به كمال و خروج شىء از قوه به فعل است. و «حركت فلسفى» نيز همين معنا را دارد كه پيوسته و آهسته از مرتبهاى به مرتبهاى ديگر قدم نهادن است و مولانا در اين خصوص مىگويد:
|
هر نفس نو مىشود دنيا و ما |
بىخبر از نو شدن اندر بقا |
|
|
عمر همچون جوى نونو مىرسد |
مستمرّى مىنمايد در جسد[١٠] |
|
[١] - سجده، ١١ و جاثيه، ١٥.
[٢] - علق، ٨.
[٣] - بقره، ١٥٦.
[٤] - مائده، ٤٨ و ١٠٥ هود، ٤.
[٥] - نهج البلاغه، حكمت ٧٤٢.
[٦] - نهج البلاغه، خ ٣١.
[٧] - سجده، ١٠، ١١.
[٨] - آل عمران، ١٨٥.
[٩] - مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ٣، ص ٢٠٠، ج ٤، ص ١٨، ج ٢٤، ص ١١٨.
[١٠] - مولوى، جلال الدين، مثنوى معنوى، دفتر اول، ص ٨ و ١١٤٧.