رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٠ - كوتهسخنانى از آن حضرت
به خانه او در آمدم و در دالان به انتظار اجازه ورود نشستم. ناگاه كودك نوپايى بيرون آمد. به او گفتم: اى پسر، غريبى چون به شهر درآيد كجا قضاى حاجت مىكند؟ گفت: آرام باش، سپس نشست و پشت به ديوار داد و آنگاه گفت: از كناره نهرها و محوطه زير درختها و سايهگاههاى مساجد و ميان جاده و راهگذر دور شو و پشت ديوارى بنشين و جامه بالا گير و رو به قبله و پشت به قبله مدار و هر جا خواهى گذار. از آنچه از اين كودك شنيدم به شگفت آمدم و به او گفتم: نامت چيست؟ گفت: من موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالبم. به او گفتم: اى پسر بچه، گناه از سوى كيست؟ (حضرتش) ٧ فرمود: به راستى، گناهان (در عالم فرض) از سه حال بيرون نيست. يا از خدا (گمان رود) كه (البته) از او نيست زيرا سزا نباشد كه پروردگار بنده را بر چيزى كه (به اراده خود) مرتكب نشده عذاب دهد. و يا از خدا و بنده هر دو باشد كه (البته) چنين نيست و سزا نباشد كه شريك نيرومند بر شريك ضعيف ستم كند و يا از بنده است كه (البته) هم از اوست، اگرش خدا ببخشايد به بزرگوارى و كرم خود بخشوده و اگر كيفرش دهد بنده را به گناه و جرم خودش كيفر فرموده: ابو حنيفه گفت: امام صادق ٧ را ديدار ناكرده برگشتم، زيرا بدان چه شنيدم به حاجتى كه داشتم رسيدم.
(١) ابو احمد خراسانى (از حضرتش) پرسيد: كفر پيشتر است يا شرك[١] (امام) ٧ فرمود:
تو را بدان چه كار، مرا با تو عهدى نيست (و قرار نيست) كه تو با مردم وارد (مباحث) كلامى شوى.
(ابو احمد گويد:) عرض كردم: هشام بن حكم[٢] مرا گفت از شما باز پرسم. پس (امام) ٧
[١] كلينى در الكافى، ج ٢ ص ٣٨٥، اين روايت را از موسى بن بكر واسطى، و عياشى در تفسيرش آورده كه گويد:
از( حضرت) ابى الحسن موسى ٧ پرسيدم: كفر و شرك كدام پيشترند؟ ... تا پايان روايت.
[٢] در تفسير عياشى نيز چنين است ولى در الكافى[ هشام بن سالم] آمده است.( شرح حال هشام پيشتر ص ٣٨٩ گذشت.)