رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٣ - اندرز آن حضرت
راست و درست را در روز قيامت در ميان نهيم، و بر هيچ كس ستمى نرود و اگر عملى هموزن دانه خردلى باشد آن را در حساب آريم و ما خود حسابرسى را كفايت كنيم.»[١] (١) اى بندگان خدا بدانيد كه براى مشركان ترازويى نمىنهند و نامه اعمالى نمىگشايند بلكه بىحساب و به صورت گروهى راهى دوزخ شوند و ترازو نهادنها و نامههاى اعمال براى مسلمانان است. پس اى بندگان خدا، از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه خداى تعالى (دلبستگى) به شكوفايى و دلربايى دنيا را از هيچ يك از دوستداران خود خوش ندارد و آنان را به دنيا و شكوفايى نقد و ظاهر خرّمش تشويق نكرده و به راستى دنيا را خلق كرده و مردم آن را آفريده تا آنان را (در بوته آزمايش دنيا) بيازمايد تا كدام براى آخرت خود كردارى خوبتر دارند. به خدا سوگند كه من در اين باب براى شما مثلها زدم و آياتى براى آنان كه انديشه و تأملى دارند نقل كردم، پس اى مؤمنان از آن گروهى باشيد كه مىانديشند و تأمّل مىكنند و لا قوة الّا باللَّه (نيروى نيست جز به مدد خداوند). (٢) و از زندگى نقد دنيا بدان چه خداوند شما را به بىميلى نسبت بدان خوانده بىميل باشيد زيرا خداوند مىگويد- و گفته خدا حق است- كه: إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها، أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.[٢]- همانا داستان زندگانى دنيا همانند داستان آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم و رستنيهاى خاك از آنچه مردمان يا چارپايان مىخورند، با آن درهم آميخت، [و انبوه شد] تا آنجا كه زمين گل و شكوفههايش را بر آورد و آراسته گشت، و سپس اهلش گمان كردند كه مهار كار در دست آنان است، [آن گاه] فرمان ما در شب يا روز در رسيد و آن را چون محصول درو شده گردانديم، گويى كه ديروز هيچ چيز نبوده است؛ بدينسان آيات خود را براى انديشه و زبان روشن و شيوا بيان مىكنيم».[٣] (٣) و به دنيا[٤] به دلبستگى تكيه نكنيد كه خداوند به محمد ٦ فرمود: وَ لا
[١] الأنبياء، ٢١. نسخهها در اينجا نيز افتادگى دارد و در الروضة و الامالى آمده است[ فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ( الأنبياء، ١٥) و ايم اللَّه انّ هذه لعظة لكم و تخويف ان اتّعظتم و خفتم، ثمّ رجع الى القول في الكتاب على اهل المعاصى و الذّنوب فقال: وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ( الأنبياء، ٤٦)-« و همچنان سخنانشان اين است كه تا آنكه آنان را همچون[ گياه] دروشده پژمرده گردانيم». سوگند به خدا كه اگر اندرز پذيريد و بترسيد اين( خود) پند و ترسى براى شماست، آنگاه به نقل گفتار قرآن پيرامون نافرمانان و گناهكاران برگشت و گفت:« و چون شمّهاى از عذاب پروردگارت به آنان برسد خواهند گفت: واى بر ما كه مردمى ستمكار بوديم.»
[٢] يونس، ٢٤
[٣] متن در اينجا نيز افتادگى دارد و در الروضة و الامالى آمده است[ فكونوا عباد اللَّه من القوم الّذين يتفكّرون- پس اى بندگان خدا، از آن گروهى باشيد كه فكر مىكنند]
[٤]( ظاهرا عبارتى از اين قبيل« ... و به آنان كه در دنيا ستم كردند ...» از متن افتاده است زيرا در آيهاى كه شاهد آمده مىفرمايد:« به آنان كه ستم كردند دل مبنديد ...» و موضوع دلبستگى و تكيه كردن به خود دنيا در جمله بعدى آمده است و اينجا سخن از نهى دلبستگى به ظالمان در دنيا مىرود.) در امالى و الروضة آمده است[ ... الى زهرة الحياة الدنيا: به شكوفايى و طراوت زندگى دنيا ...]