رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٢ - اندرز آن حضرت
آريد همان گونه كه آنچه را از كيفر سختش كه قاطعانه شما را از آن بيم داده (به ياد مىآوريد)، زيرا هر كه از چيزى بترسد از آن پروا كند و هر كه از چيزى پروا كند بكلّى آن را ترك گويد. (١)[١] از غافلان دلبسته به شكوفايى زندگى دنيا نباشيد، آنان كه بر زشتكاريهاى خود نيرنگها بازند [و به راستى خداى تعالى فرموده است: أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ] أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ- آيا كسانى كه بدسگالى كردهاند ايمنند از اينكه خداوند ايشان را [ناگهان] به زمين فرو برد؟ يا از جايى كه پى نبرند عذابى بر آنان فرستد؟* يا [خداوند] در گرماگرم گشت و گذارشان فروگيردشان و گزير و گريزى ندارند؟* يا ايشان را در عين ترس و لرز فرو گيرد؟»[٢] پس از آنچه خدا با ستمكاران كرده و در كتاب خويش بيان نموده و شما را از آن پرهيز داده بپرهيزيد، و از اينكه پارهاى از آنچه در كتاب خود به گروه ستمگران وعده كرده و شما را از سرگذشت ديگران عبرت آموخته، بر شما نيز نازل شود، ايمن نباشيد زيرا نيكبخت آن است كه از (سرگذشت) ديگرى پند گيرد. (٢) و به درستى، خداوند در كتاب خود آنچه را با گروه ستمگرانى كه از مردم آباديهايى پيش از شما بودند كرده به گوشتان رسانده است، آنجا كه فرموده[٣]: وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ- و قومى ديگر پس از آنان پديد آورديم»[٤] و فرمود:
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ- پس هنگامى كه عذاب ما را احساس كردند آنگاه بود كه از آن ديار گريختند»[٥] و فرمود: لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ- (در آن حال به آنها خطاب شد) مگريزيد و به مهد ناز و نعمت و خانه و كاشانهتان باز گرديد، باشد كه از شما بازخواست شود»[٦] و چون عذاب بر سر آنها آمد: قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ- گفتند واى بر ما كه به راستى ما ستمكار بوديم»[٧]. اى مردم، اگر بگوييد: در واقع مراد خداوند از اينان مشركانند، (چنين نيست) و چگونه چنين باشد؟ در حالى كه خود مىفرمايد: وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ- و ترازوهاى
[١] در پارهاى نسخهها و نيز در امالى به جاى« تركه»[ نكله- آن را رد كند و سخت روى بتابد] آمده است.
[٢] النحل، ٤٥ تا ٤٧
[٣] نسخهها در اينجا افتادگى دارد و در الروضة آمده است[ و كم قصمنا من قرية ظالمة- و انّما عنى بالقرية اهلها حيث يقول: و أنشأنا ... الخ- و چه بسيار از شهرهاى ستمگر را كه درهم شكستيم- و مراد از« شهرهاى ستمگر»، مردم ستمگر آنانند. تا آنجا كه فرمايد و( قومى ديگر به جاى آنها) بيافريديم .... و در امالى آمده است[ و كم اهلكنا من قرية ...] و عبارت آيه در تمام نسخ قرآن غير از عبارتى است كه در امالى آمده و شايد امالى نقل به معنى كرده باشد زيرا« قصمنا» به معناى« اهلكنا» است.
[٤] الأنبياء، ١١
[٥] الأنبياء، ١٢
[٦] الأنبياء، ١٣
[٧] الأنبياء، ١٤