رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٣ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
در حال عبادت است.
(١) و فرمود ٦: هر كه هرزگى ديگرى را افشا كند همانند مرتكب آن است و هر كه بر مؤمنى عيب جويد نميرد تا خود مرتكب همان عيب گردد.
(٢) و فرمود ٦: سه كسند كه اگر چه بر آنان ستم نكنى بر تو ستم كنند[١]: فرومايه و همسر و خادمت.
(٣) و فرمود ٦: چهار چيز از نشانههاى بدبختى است: چشم خشكى و دلسنگى و بسيارى آز در دنياجويى، و پافشارى بر گناه.
(٤) مردى گفت: مرا سفارشى فرماى! فرمود: خشم مگير. باز درخواست كرد، فرمود: خشم مگير، و سپس افزود: زورمند آن نيست كه پشت حريف به خاك رساند بلكه زورمند آن باشد كه هنگام خشم خويشتن دارى كند.
(٥) و فرمود ٦: كامل ايمانترين مؤمنان خوشخوترين آنانند.
(٦) و فرمود ٦: نرمخويى در هر چه باشد آن را بيارايد، و تند خويى[٢] در هر چه باشد آن را زشت سازد.
(٧) و فرمود ٦: جامه پوشى (نيكو) بىنيازى را نشان دهد و نيكويى به خدمتگزار دشمن را سركوب سازد.
(٨) و فرمود ٦: من همان گونه كه به پيامگزارى خويش مأمورم به سازگارى با مردم نيز فرمان دارم.
(٩) و فرمود ٦: در كارهاى خود از نهاندارى مدد گيريد چه هر صاحب نعمتى مورد رشك است.[٣] (١٠) و فرمود ٦: ايمان دو بخش است: بخشى در شكيبايى است، و بخشى در سپاسگزارى.
(١١) و فرمود ٦: نيك پيمانى از ايمان است.
(١٢) و فرمود ٦: خوردن در راهگذر[٤] پستى است.
(١٣) و فرمود ٦: همه نيازها به خداوند است كه به وسيلههاى خود (برآورده شود)، آنها را (فقط) از خدا بخواهيد و هر كس نياز شما را برآورد شما آن را از خداوند به شكيبايى
[١] برخى ظلم را در اين عبارت نه به معنى مشهور ستم بلكه به معنى تسلّط گرفتهاند( و در اين صورت ترجمه آن چنين مىشود: كه اگر چه بر آنان به خيره چيرگى نكنى آنها بر تو خيرگى كنند.- م.)
[٢] در حديث است كه« الخرق شوم و الرفق يمن- تند خويى بدشگون و مدارا فرخنده است»
[٣] مراد اين است كه چون نعمتى يافتيد آن را به گونهاى به رخ ديگران نكشيد كه بر شما حسد برند.- م.
[٤] در اصل« سوق» است كه به معنى بازار آمده ولى مراد هر راهگذرى است أعمّ از بازار يا غير آن.- م.