رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١١ - از گفتار آن حضرت
خداست. (١) و حج جهاد هر ناتوان (از پيكار) است. (٢) و هر چيزى را زكاتى است و زكات تن روزههاى مستحبّ باشد. (٣) و برترين عبادت پس از شناخت (و معرفت خدا) انتظار گشايش است. (٤) و هر كه پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيامبر ٦ دعا كند چون كسى است كه بىكمان تير افكند. (٥) و هر كه را به عوض گرفتن يقين باشد در بخشندگى دست گشاده دارد. (٦) و مردى كه ميانهروى كند از حق منحرف نشود. (٧) و تدبير نيمى از زندگانى باشد. (٨) و مردم دوستى نيمى از خرد باشد. (٩) و بسيارى اندوه پيرى آرد. (١٠) و شتابزدگى بدخويى است. (١١) و كمى نانخور يكى از دو آسايش است.
(١٢) و هر كه پدر و مادرش را اندوهگين سازد به آنان ناسپاسى كرده. (١٣) و هر كه بگاه مصيبت دست بر زانو كوبد و يا دست بر دست زند اجرش بكاهد. و مصيبتى كه براى مصيبت ديده جز با شكيبايى و استرجاع (گفتن انّا للَّه و انّا اليه راجعون) بگاه صدمه ديدن مستوجب پاداش نشود، مصيبت نباشد.[١] (١٤) و احسان جز بر ديندار يا خانوادهدار احسان نباشد. (١٥) و خداوند كمك را به اندازه مخارج فرو فرستد و شكيبايى را به اندازه مصيبت دهد. (١٦) و هر كه ميانه روى كند و قناعت ورزد نعمت بر او بپايد. و هر كه (مال) بيجا پاشد و زيادهروى كند نعمتش زوال يابد. (١٧) و امانت پردازى و راستى روزى آرند. و خيانت و دروغ (آدمى را) به نادارى و دورويى كشانند. (١٨) و هر گاه خدا بد ذرّهاى[٢] را خواهد دو بالش بروياند كه بدان به پرواز درآيد و پرندگانش بخورند. (١٩) و احسان در نظر مؤمن براى احسانگر، جز به سه شرط احسان نباشد: كوچك شمردن، پوشيده داشتن و زود رساندش. پس هر كس احسان خود را به مؤمن كوچك شمارد برادر مؤمنش را (كه مورد احسان بوده) بزرگ داشته و هر كه احسان خود را بزرگ شمارد برادرش را (كه احسان ديده) خرد شمرده است. و هر كه احسانى را كه كرده است پوشيده دارد كردارش ستوده شود و هر كه در انجام وعدهاى كه داده شتاب ورزد عطايش را گوارا[٣] كرده است.
(٢٠)
از گفتار آن حضرت ٧ (با رشيد كه در خبرى طولانى آمده و ما (پارهاى از آن را) به اندازه نياز نقل كرديم)
(٢١) (امام كاظم ٧) نزد او (هارون الرشيد) آمد و وى به سبب سخنانى كه به دروغ بر ضدّ (امام ٧) به وى گفته بودند آهنگ دستگيرى او را داشت، پس طومارى دراز بدو داد كه در آن روشها (و عقايد) زشتى به شيعيان امام ٧ نسبت داده بودند، [آن را بخواند] و سپس فرمود: اى امير مؤمنان، ما اهل خاندانى هستيم كه گرفتار دروغ بستن ديگران بر خويشيم و پروردگار ما بسيار آمرزنده و بسيار خطاپوش است، و نخواسته رازهاى بندگانش را جز به هنگام
[١] يعنى مصيبتى كه با شكيبايى و استرجاع بر آن پاداش دهند مصيبت شمرده نمىشود و خود نوعى نعمت است
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« الذّرّة»،[ النّملة- مورچه] آمده است( كه شايد مناسبتر باشد.- م.)
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« فقد هنئ»،[ هنوء- گوارايى( به وجه مصدرى)] آمده است.