رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٢ - از گفتار آن حضرت
حسابرسى فاش فرمايد يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ- آن روز كه دارايى و پسران سود ندهد مگر آنكه كسى كه دلى پاك و پيراسته (از شك و شرك) به نزد خداوند آورد»[١] (١) سپس فرمود: پدرم از پدرش، از على، از پيامبر صلوات اللَّه عليهم مرا باز گفت: هر گاه كه خويشاوند به خويشاوندى برخورد جنبشى (و كششى) در ميان آيد و سپس آرام گيرد، و اگر امير مؤمنان چنان (مصلحت) بيند كه با من خويشاوندانه برخورد و به من دست دهد، همان كند (كه سزاست، رشيد) در اين هنگام از تخت خود به زير آمد و دست به سوى (امام) موسى ٧ دراز كرد و دستش را بگرفت. سپس او را به سينهاش فشرد و در آغوش گرفت و در جانب راست خويش بنشاند و گفت: گواهى دهم كه تو راستگويى و پدرت راستگوست و نيايت راستگو و پيامبر خدا ٦ راستگويست. آنگاه كه تو در آمدى من به سبب گزارشهايى كه از تو به من رسانده بودند از همه كس نسبت به تو كينهورتر و خشمناكتر بودم ولى چون بدان گونه سخن گفتى و دست به دستم دادى آن (كينه) از من دور گشت و خشمم بر تو تبديل به خرسندى شد. (وى) لختى خاموش شد، (٢) سپس به (امام ٧) گفت: مىخواهم در باره عبّاس و على ٧ از تو پرسشى كنم (كه) چرا على ٧ به ميراث پيامبر خدا ٦ شايستهتر از عبّاس شد؟ با آنكه عبّاس عموى پيامبر خدا ٦، و چون پدر او بود. (امام) موسى ٧ به او فرمود: مرا (از اين پاسخ) معاف دار. (رشيد) گفت: به خدا سوگند كه معافت ندارم، پاسخم ده. فرمود: اگر معافم نمىدارى امانم ده. گفت: امانت دادم. (امام) موسى ٧ فرمود:
راستى اين است كه كسى كه توانايى هجرت داشت و (به وقت ضرورت) هجرت نكرد از پيامبر ٦ ارث نمىبرد، پدرت عبّاس[٢] ايمان آورد ولى هجرت نكرد و به راستى كه على ٧ هم ايمان آورد و هم (بگاه خود) هجرت كرد، و خداوند فرمود: الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا- آنان كه ايمان آوردهاند ليكن مهاجرت نكردهاند شما از دوستى (و توارث) آنان برخوردار نمىشويد، مگر آنكه هجرت كنند»[٣] رنگ از چهره هارون پريد و دگرگون شد (٣) و گفت: چرا شما خود را به على كه پدرتان هست نسبت نمىدهيد و به پيامبر خدا ٦ كه نياى (مادرى) شماست نسبت مىدهيد؟ (امام) موسى ٧ فرمود:
به راستى، خداوند مسيح، عيسى پسر مريم ٧ را به خليل خود ابراهيم ٧ به واسطه مادرش، مريم بكر پاكدامن كه بشرى دست بدو نساييده بود، نسبت داد و در فرموده خود كه: وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَ زَكَرِيَّا
[١] الشعراء، ٨٨ و ٨٩
[٢] مراد از« اباك العبّاس- پدرت عباس» پدر بزرگ است كه اطلاقا به پدر تعبير مىشود.
[٣] الانفال، ٧٢