رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٠ - سفارش امام
نگاهدارد، و همان گونه شما از زبانهايتان (سخن) حكمت (و دانش) برآريد و دغلى در سينههايتان بماند. اى بندگان دنيا، مثل شما چون چراغ است كه براى مردم مىتابد و خود را مىسوزاند. اى بنى اسرائيل، در مجالس علما به انبوه گرد آييد گر چه به دو زانو تنگ هم نشينيد[١]، زيرا خدا دلهاى مرده را به پرتو حكمت (و دانش) زنده كند چنان كه زمين مرده را به باران تند زنده مىكند»[٢] (١) اى هشام، در انجيل نوشته است: «خوشا بر مهرورزان به يك ديگر، آنانند كه در روز قيامت مهربينانند، خوشا بر اصلاحكنندگان ميان مردم، آنانند كه روز قيامت مقرّبانند، خوشا بر پاكدلان آنانند كه روز قيامت (از آتش) پرهيز يافتگانند، خوشا بر فروتنان در دنيا، آنانند كه روز قيامت به تختهاى شاهى برآيند.»[٣] (٢) اى هشام، كم گويى حكمتى است بزرگ، پس بر شماست (مراعات) خموشى، زيرا شيوهاى نيكو و (متضمّن) كمگناهى و سبكبارى از گناهان است. در بردبارى را استوار داريد كه درش شكيبايى است. و به راستى خداى عزّ و جلّ بسيارخند بىسبب و پرسه زن بىهدف را[٤] دشمن دارد. بر فرمانروا واجب است كه چون چوپان باشد و از رعيّت خويش بيخبر نماند و بر آنها بزرگى نفروشد. از خدا در نهانهاى خويش شرم داريد همچنان كه در عيان از مردم شرم مىكنيد. و بدانيد كه يك كلمه از حكمت گمشده مؤمن است،[٥] پس بر شماست كه دانش را پيش از آن كه برگيرندش (و از ميان برود) دريابيد، و برگرفتن دانش از ميانه همان ناپديد شدن دانشمندان از ميان شما باشد.
(٣) اى هشام، آنچه از دانش (تاكنون) نياموختى بياموز و آنچه آموختى به نادان درآموز. دانا را براى دانشش بزرگ دار و ستيزه با او را فروگذار و نادان را براى نادانيش كوچك شمار ولى دورش مران بلكه به خود نزديكش كن و به او بياموز.
(٤) اى هشام، به راستى، هر نعمتى كه از عهده شكرش بدر نيامدى چون گناهى باشد كه بدان بازخواست شوى. و امير مؤمنان ٧ فرمود: «به راستى خدا را بندگانى باشند كه از بيمش دلهايشان شكسته است و (اين بيم) زبانشان را بسته، با اينكه زبان آورانى خردمندند. با كردارهاى نيك به درگاه خدا پيش روند، بيش (خود) را افزون نشمارند و به (كردار) اندكشان از خود خشنود نباشند. در پيش خود خويش را بد پندارند ولى به راستى هوشمندان و نيكوكارانند.»
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« و لو جثّوا على الرّكب»،[ حبوا على الركب- سوار بر چهارپايان تاخت كنيد] آمده.
[٢] برخى از اين تعليمات در بخش« اندرزهاى مسيح ٧» در همين كتاب در ص ٥٢٣ تا ص ٥٣٧ آمده است.
[٣] اين بيان در بخش« اندرزهاى مسيح ٧ در انجيل و جز آن» در همين كتاب به تفصيل ص ٥٢٣. آمده.
[٤] در متن« المشّاء إلى غير ارب- بسيار رونده بىمقصد» آمده( كه اصطلاحا آن را پرسه زدن گويند) و در پارهاى نسخهها[ الى غير ادب- بدون آموختن و عبرتگيرى، و بىادبانه] آمده است.
[٥] يعنى اگر يك كلمه حكمت و دانش در جايى يافت شود مؤمن بايد چون گمشده خويش به دنبال آن برود و در طلبش بكوشد.- م.