رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٨ - سفارش امام
(١) اى هشام هر كه خود را از (ريختن) آبروى مردم باز دارد خدا از لغزش او به روز قيامت درگذرد و هر كه خشمش را از مردم باز دارد خدا خشم خود را به روز قيامت از او باز دارد.
(٢) اى هشام، خردمند دروغ نگويد گر چه دلخواهش باشد.
(٣) اى هشام، بر قبضه شمشير پيامبر خدا ٦ (اين نوشته) يافت شد: به راستى سركشترين مردم[١] بر خدا كسى است كه جز زننده خود را بزند و جز كشنده[٢] خود را بكشد و هر كه به دوستدارى كسى غير از مولايان (و امامان راستين) خود چنان كه خدا بر پيامبرش ٦ فرو فرستاده، بپردازد كافر باشد. و هر كه بدعتى نو آورد يا بدعتگزارى را پناه دهد خدا هيچ انصرافى و هيچ عوضى را به روز قيامت از او نپذيرد.
(٤) اى هشام، برترين چيزى كه پس از شناخت، بنده به وسيله آن به خدا نزديكى جويد نماز است و احسان به پدر و مادر و ترك حسد و خود بينى و به خود باليدن.
(٥) اى هشام روزگارى را كه فراروى توست اصلاح كن و بنگر آن چه روزى است، پاسخش را آماده دار كه در بازداشت و باز خواست هستى، و از زمانه و اهل آن پندگير زيرا زمانه دراز است (و براى تو) كوتاه. پس چنان عمل كن كه گويى پاداش عملت را به چشم مىبينى تا بيشتر بدان دل بندى. از جانب خدا (و از فيض الهى) خرد ورز[٣] و در دگرگونى روزگار و احوال آن بنگر[٤] زيرا آنچه از دنيا بيايد مانند همان چيزى است كه گذشته (و گذشته و آيندهاش به هم ماند) پس از (گذشته) عبرت آموز. و على بن حسين عليهما السّلام فرمود: «به راستى، هر آنچه آفتاب بر آن دمد از باختران و خاوران زمين، از دريا و بيابان و دشت و كوه آن، به ديده دوستى از دوستداران خدا و اهل معرفت حقّ خدا چون برگشت سايه باشد- سپس فرمود ٧- آيا آزاد مردى نيست كه [اين] باز جويده- يعنى دنيا- را به خواستارانش وانهد؟ جانهاى شما را بهايى جز بهشت نباشد پس آن را جز بدان (بها) نفروشيد[٥] زيرا هر كه از (نعمتهاى) خدا (فقط) به دنيا خشنود شود در واقع به چيزى پست خشنود شده است.
(٦) اى هشام، به راستى، همه مردم ستارگان را مىبينند ولى جز كسى كه مسيرها و منازل آنها را بداند بدانها رهنمايى نشود (و مسير خود را تشخيص ندهد)، همچنين شما حكمت را مىخوانيد
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« اعتى الناس»،[ اعنى الناس- معترضترين مردم] و در پارهاى[ و اعقّ الناس- نافرمانترين مردم] آمده است.
[٢] مراد از كشنده« قاتل» در اينجا كسى است كه قصد قتل و آهنگ كشتن ديگرى كند و به او هجوم آورد.- م.
[٣] در متن« و اعقل عن اللَّه» است و چون گويند كسى« عقل عن اللَّه- از خدا خرد ورزيد» يعنى معرفت از او باز يافت و خردش( به فيض الهى) بدان جا رسيد كه دانش را از خداوند دريافت و اين از آن رو باشد كه دانش را از كتاب خدا و سنت پيامبرش ٦ فرا گيرد.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« و انظر»،[ فانظر- پس بنگر] آمده است.
[٥] اين مطلب در ص ٣٩٦ نيز آمده است.- م.