رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٠ - سفارش امام
(١) اى ابا جعفر[١] شما را به ديگر مردم چه كار؟ دست از مردم بداريد و هيچ كس را بدين «امر» دعوت نكنيد[٢] به خدا سوگند اگر تمام ساكنان آسمانها [و زمين] گرد آيند تا بندهاى را كه خدا مىخواهد رهنماييش كند گمراه كنند، نمىتوانند گمرهش كنند. دست از مردم بداريد و كسى از شما نگويد كه (اين) برادر من است، و (اين) عموى من است، و (اين) همسايه من است (و به اين موجبات او را وارد جرگه شيعيان كند) زيرا خداى عزّ و جلّ چون خير بندهاى را بخواهد (نخست) روحش را پاك كند و بدين طريق هيچ سخن پسنديدهاى به گوشش نرسد مگر آنكه آن را به خوبى دريابد و هيچ كلام ناپسندى را نشنود مگر آنكه ناروايش داند و سپس كلمهاى (پاك) به دلش افكند كه كارش را بدان فراهم آرد.
(٢) اى پسر نعمان اگر خواهى برادرت با تو دوستىاى به صفا داشته باشد، با او شوخى مكن و به كشمكش مپرداز و بر او مباهات مفروش و ستيزه مجوى و دوستت را بر راز خود آگاه مساز مگر آن راز كه اگر دشمنت هم از آن آگاه شود زيانيت ندهد، زيرا چه بسا باشد كه دوست روزى دشمن گردد.
(٣) اى پسر نعمان، بنده مؤمن نباشد مگر آنكه سه سنّت در او باشد: سنّتى از خدا و سنّتى از پيامبر او و سنّتى از امام. امّا سنّتى كه از خداى عزّ و جلّ مىبايدش، اين است كه بسيار راز پوش باشد كه خداوند جلّ ذكره فرمايد: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً- اوست داناى (راز) پنهان كه هيچ كس را از غيب خود آگاه نمىسازد».[٣] و امّا آنچه از پيامبر خدا ٦ مىبايد، اين است كه با مردم مدارا كند و با اخلاق شايسته با ايشان رفتار نمايد، و امّا آنچه از امام بايدش، شكيبايى در سختى و شدّت است تا خداوند گشايشى به او برساند.
(٤) اى پسر نعمان، بلاغت به تندى زبان و ياوهگويى بسيار نيست بلكه به درست رساندن معنى و درست آوردن برهان است.
[١] مراد ابو جعفر محمد بن نعمان، راوى اين روايت است.- م.
[٢] يعنى در روزگار و دوران شدّت لزوم تقيّه و پنهانكارى از تبليغ آشكار براى دين حق و مذهب شيعه خود دارى كنيد.
امام ٧ اين بيان را در زمان سختى و شدّت فشار بر مؤمنين در دولت عبّاسيان فرمود و حاصل كلام اينكه اگر( در چنان شرايطى هم) خدا نظر عنايتش بر هدايت كسى باشد هيچ كس نمىتواند او را گمراه كند و همين طور هر كسى را خداوند نخواهد به راه آيد هيچ كس نتواند به راه آورد. كلينى در الكافى، ج ٢ ص ٣١٢ اين روايت را از ثابت بن سعيد آورده و در آنجا آمده است[ لا تدعوا احدا الى امركم، فو اللَّه لو انّ اهل الارضين اجتمعوا على ان يهدوا عبدا يريد اللَّه ضلالته ما استطاعوا على ان يهدوه و لو انّ اهل السموات و اهل الارضين اجتمعوا على ان يضلّوا عبدا ...- هيچ كس را به اين امر پنهان خود( تشيّع) دعوت نكنيد، به خدا سوگند اگر تمام مردم زمين گرد آيند تا بندهاى را كه مشيّت خدا بر گمراهى او قرار گرفته هدايت كنند به راهنمايى او توانايى نيابند و اگر تمام اهل آسمانها و مردم زمينها براى گمراهكردن بندهاى همدست شوند كه ...]
[٣] الجنّ، ٢٦