رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣ - سفارش كوتاهى ديگر به امير مؤمنان
اصلاح ميانه مردم.
(١) اى على، در سه جا راستى زشت آيد: سخن چينى، باز گفتن خبرى از همسر مردى بدو كه او را ناگوار آيد، و اين كه مردى را كه ادّعاى نكوكارى مىكند دروغزن خوانى.
(٢) اى على، چهار چيز بيهوده است[١]: خوردن پس از سيرى، چراغدارى برابر ماه، كشت در شورهزار، و احسان به ناسزاوار آن.
(٣) اى على، چهار كس را كيفر زودتر در رسد: مردى كه به او نيكى كنى و وى به جاى نيكى با تو بدى كند، و مردى كه با او ستم نكردهاى و او به تو ستم كند، و مردى كه در كارى با او پيمان بندى و بر سر وفاى با او باشى ولى نيّت از خيانت به تو باشد، و مردى كه با او پيوند خويشى نگهدارى و او از تو پيوند بگسلد.
(٤) اى على، چهار ويژگى در هر كس باشد اسلامش كامل است: راستى، سپاسگزارى، آزرم، خوشخويى.
(٥) اى على، كم نياز بردن به مردم همان توانگرى موجود، و بسيار نياز بردن به مردم، خوارى و همان نادارى موجود است.
سفارش كوتاهى ديگر به امير مؤمنان ٧
(٦) اى على، مؤمن را سه نشانه است: روزه و نماز، و زكاة. گرانجان را سه نشانه باشد: پيش روى چاپلوسى كند و در پشت سر بد گويد، و در مصيبت سرزنش نمايد. ستمكار را سه نشان است: به چيرگى زير دست خود را سركوب كند و به خيرگى فرادست[٢] را نافرمان باشد، و با ستمگران همپشتى كند. رياكار را سه نشان است: چون پيش مردم باشد (در كار دين) چالاكى نمايد و چون تنها گردد تنآسايى ورزد، و خوش دارد كه او را در همه كارها بستايند. دو روى را سه نشان باشد: چون سخن گويد دروغ بافد، و چون چيزش سپارند خيانت كند، و چون وعدهاى دهد بىوفايى كند. تن پرور را سه نشان باشد: سستى كند تا به كوتاهى و تقصير كشد، و كوتاهى كند تا تبه سازد، و تباه كند تا به گناه انجامد. خردمند را نشايد كه جز در سه مورد بكوشد: نيكو ساختن زندگانى يا گام سپارى براى رستاخيز، و يا كاميابى از غير حرام.
(٧) اى على، به راستى فقرى سختتر از نادانى و مالى پر بهرهتر از خرد و تنهايىاى هراسناكتر از خودبينى و كردارى چون انديشمندى و پرهيز ورزيدنى چون خويشتن دارى، و تبارمندىاى چون خوشخويى نيست. به راستى دروغ آسيب سخن، و فراموشى آسيب دانش، و منّت نهادن آسيب
[١] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« ضلالا»« ضياعا- به هدر رفته» آمده است.
[٢] يعنى خداوند را نافرمانى كند.- م.