رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٦ - كوتهسخنانى كه از على
(١) و فرمود ٧: كارها بر سه گونهاند: كارى كه درستى آن بر تو روشن است، پس آن را دنبال كن[١] و كارى كه بىراهى در آن بر تو واضح است، پس از آن دورى گزين و كارى كه (حكمش) بر تو مشكل است، به عالمش مراجعه كن.[٢] (٢) روزى جابر به او عرض كرد: اى امير مؤمنان (امروز چگونهاى و) چگونه صبح كردى؟ (امام) ٧ فرمود: صبح كرديم در حالى كه (از سويى) نعمت بيشمار خدا و (از ديگر سو) گناهان بسيار ما را در بر گرفته، و ندانيم كه آيا بر (نكوييها) و زيباييهايى كه از ما زبانزد (ديگران ساخته) شكرگزاريم يا بر پوشاندن زشتيهايى كه از ما سر زده است سپاس داريم.
(٣) (حضرتش) ٧ عبد اللَّه بن عبّاس را بر مرگ نوزادش تسليت داد و فرمود: هر آينه مصيبتى كه بر ديگرى افتد و تو اجرش را برى در نظر من خوشتر از مصيبتى است كه بر تو رسد و ديگرى اجرش را برد، پس اجر از آن تو باد نه براى تو (ديگران را)، و عزا به تو نيكو باد و نه عزادارى بر تو، و خداوند چونان كه او را از (بابت) تو عوض مرحمت كرده عوض او را به تو بدهد.[٣] (٤) به (امام) ٧ عرض شد: توبه نصوح چيست؟ فرمود: پشيمانى به دل و آمرزشطلبى به زبان و عزم جزم بر اينكه (آدمى به راه گناه) بر نگردد.[٤] (٥) و فرمود ٧: شما به قدرت[٥] آفريده و بىاختيار[٦] پرورده شدهايد[٧] و در آغوش گور خواهيد رفت[٨] و خاك خواهيد شد و به محشر تنها زنده مىشويد و حساب پس مىدهيد. (٦) خدا
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« فاتّبعه»[ فارتكبه- انجامش ده] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« فردته الى عالمه»[ فرده الى عالمه- به عالمش واگذار] آمده است.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« عوّضك الله عنه»[ ... منه] آمده است.
( مراد اينكه: مصيبتى( چون مرگ) كه ديگرى را ببرد و ثواب( تحمّل اندوه) آن به تو برسد در نظر من خوشتر از مصيبتى است كه خود ترا ببرد و اجر تحمّلش به ديگرى( كه بازمانده توست) برسد. پس اجر( شكيبايى بر مصيبت) از آن تو باد نه به سبب شكيبايى بر فقدان تو از آن ديگرى( كه بازمانده توست)، و عزا( بر فقدان ديگرى) تو را نيكو باد نه عزادارى بر فقدان تو( ديگرى را) و خداوند همان گونه كه فرزند از دست رفتهات را( به خاطر شكيبايى تو در ماتم او) از بابت اين رفتار و عكس العمل تو عوض مرحمت مىكند عوض و جانشين او را نيز به تو بدهد،« يا عوض و پاداش اين تحمّل و شكيبايى بر مصيبت او را به تو مرحمت فرمايد».- م.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« القصد على ان لا يعود»[ العهد على ... با خود عهد كردن يا بر خود واجب شمردن ...] آمده است.
[٥] يعنى به قدرت خدا.- م.
[٦] يعنى بىاختيار خود.- م.
[٧] در پارهاى نسخهها به جاى« مربوبون اقتسارا»[ مربوبون انتشارا- به پراكندگى( و بذرافشانى او) پرورده شدهايد] آمده است.
[٨] در پارهاى نسخهها به جاى« مضمّنون اجداثا»[ و مضمّون احداثا- نو پيوسته و غير ازلى( يعنى حادث) هستيد] آمده است