رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٦ - سخنرانى امام
طلبيد كه بنيانى استوار است، (١) و بدانيد بهترين چيزى كه به دل پيوندند يقين است (٢) و بهترين (مظهر) يقين پرهيزگارى است (٣)، و برترين كارهاى درست تصميمهاى بحق است و بدترين آنها نو آوردههايشان، و هر نو آورى بدعت[١] است و هر بدعتى گمراهى است و با بدعتهاست كه سنّتها ويران شود. (٤) زيان برده كسى است كه در دينش زيان كند، (٥) و بر آن كس رشك بايد برد كه دينش درست و يقينش نيك و استوار باشد. (٦) نيكبخت آن كه از (سرگذشت) ديگرى پند گيرد و بدبخت آن كه فريب هواى خويش خورد.
(٧) اى بندگان خدا، بدانيد كه اندك خود نمايى شرك است (٨) و پاكسازى كردار يقين است (٩)، و خواهش نفس (آدمى را) به دوزخ كشاند (١٠) و همنشينى با بيهودهگرايان قرآن را از ياد ببرد و شيطان را پيش آورد (١١) و تأخير موسم حج[٢] كفر افزايى است. (١٢) و كارهاى گنهكاران خشم خدا را فرا آرد و خشم خداى (آدمى را) به دوزخ كشاند، (١٣) و گفتگو با زنان بلا آرد و دلها را از راه بگرداند، (١٤) و نظر بازى با آنان نور ديده دلها را بربايد (١٥) و چشمچرانى دامهاى شيطان است (١٦) و همنشينى با سلطان آتشها برافرزود.
(١٧) اى بندگان خدا، راست بگوييد كه خدا با راستان است و از دروغ به دور مانيد كه دور از ايمان است و راستگو بر فراز پايگاه رستگارى و بزرگوارى قرار دارد و دروغزن در لبه پرتگاه نابودى و هلاكت است. (١٨) حقگو باشيد تا بدان (حقيقت شعارى) شناخته شويد و آن را به كار بنديد تا در شمار اهلش باشيد، (١٩) و امانت را به كسى كه شما را امين خود دانسته باز پردازيد، (٢٠) و رابطه خويشاوندى را با آن كه از شما بريده پيوند دهيد (٢١) و به آن كه از شما دريغ كرده احسان كنيد، (٢٢) و چون پيمانى بستيد وفا كنيد، (٢٣) و چون به داورى نشستيد داد ورزيد، (٢٤) و چون ستم ديديد بشكيبيد، (٢٥) و اگر بر شما بدى رفت همانسان كه دوست داريد شما را ببخشايند، ببخشاييد و درگذريد. (٢٦) به نياكان مباليد و ... وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ ...- يك ديگر را به لقبهاى بد مخوانيد. پس از ايمان، پرداختن به فسق، بد رسمى است.»[٣] (٢٧) با يك ديگر شوخى مكنيد و به هم خشم نورزيد و فخر نفروشيد و از يك ديگر غيبت نكنيد ... أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً ...- آيا هيچ كدام از شما خوش دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد؟»[٤] (٢٨) بر يك ديگر حسد نورزيد كه حسد ايمان را چنان آتش كه هيزم را بخورد و به كام دركشد، (٢٩) و به هم كينتوزى مكنيد كه كينهورزى بنياد كن است.
(٣٠) (رسم) سلام (گفتن) را در جهان آشكار و رايج كنيد و شادباش را به نكوترين صورت به گويندهاش
[١] مراد از« بدعت» روش و آيين تازهاى است كه بر خلاف سنّتهاى پسنديده پيشينيان و به ويژه خلاف« سنّت» رسول اكرم ٦ باشد و گر نه هر نو آوردهاى كه موجب اصلاح و پيشرفت و هماهنگ با مبادى و مبانى باشد مذموم نيست.- م.
[٢]« نسىء تأخير تاريخ حج از موسم واقعى و مقرّر الهى است كه رسم دوران جاهلى بود و شرحش پيشتر در پا برگ صفحه ٤٠- ٤١ همين كتاب آمده است.- م.
[٣] الحجرات، ١١
[٤] الحجرات، ١٢