رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١١ - آموزشهاى امام
چون تيرانداز بىزه باشد. (١) زن بايد براى همسرش عطر زند. (٢) آن كه براى دفاع از مال خود كشته شود شهيد به شمار آيد. (٣) مغبون نه ستوده است و نه درخور هم سخنى.[١] (٤) فرزند را با پدرش، و زن را با همسرش قسم نباشد. (٥)[٢] خاموش ماندن تا شب روا نيست مگر (خموشى) به ياد خدا.
(٦) پس از هجرت باديهنشينى نيست و پس از فتح (مكّه) هجرت موردى ندارد.[٣] (٧) بدان چه نزد خداى عزّ و جلّ است روى آريد (و چشم بدان داريد) زيرا (اين چشمداشت از خدا) موجب بىنيازى از آنچه در دست مردم است مىشود. (٨) خداوند پيشهور امين را دوست دارد. (٩) هيچ كردارى نزد خدا محبوبتر از نماز نيست، (١٠) كارهاى دنيايى شما را از وقت نماز باز ندارد زيرا خداوند مردمانى را كه به اوقات آن بىاعتنايى كنند نكوهش كرده و فرموده است: (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ- (واى بر آن نمازگزاران) آنان كه از نمازشان غافلند»[٤] يعنى (اوقات و ترتيبات آن را) فراموش مىكنند. (١١) بدانيد كه (حتّى) نيكوكاران دشمنانتان با يك ديگر ريا مىكنند از اين روست كه خداى عزّ و جلّ به ايشان توفيق نمىدهد و جز كردارى را كه (خالصانه و بىريا) براى او باشد نمىپذيرد. (١٢) نكوكارى تباه نشود و گناه فراموش نگردد، إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ- بيگمان خداوند با پرهيزگاران و نيكوكاران است»[٥]. (١٣) مؤمن برادرش را سرزنش نكند و به او خيانت نورزد و متّهمش نسازد و وانگذاردش و از او بيزارى نجويد. (١٤) عذر برادرت را بپذير و اگر (خود) عذرى ندارد (تو) عذرى برايش بجوى. (١٥) بر كندن كوهها آسانتر از دل كندن از ملك چند روزه است اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ- از خداوند مدد بجوييد و شكيبايى كنيد؛ زيرا كه زمين از آن خداوند است، به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ميراث مىدهد و نيك سرانجامى از آن پرهيزگاران است»[٦]. (١٦) پيش از رسيدن وقت كارى بدان شتاب مكنيد كه پشيمان مىشويد و (مبادا) زمان بر شما دراز بپايد كه سنگدل گرديد.
(١٧) بر ناتوانانتان رحمت آريد و از خداى عزّ و جلّ رحمت طلبيد. (١٨) از غيبت بپرهيزيد زيرا مسلمان از
[١] در متن« المغبون لا محمود و لا محاور» و در خصال« لا محمود و لا مأجور- نه ستوده است و نه مزددار» آمده است( مراد آن است كه كسى كه فريب خورده و بىدست و پاست و نمىتواند گليم خود را از آب بيرون كشد و از تجربهها پند نمىگيرد و با كسى نيز مشورت نمىكند و همواره آماده فريب خوردگى و مغبونى است نه ستودنى است و نه قابل معاشرت و هم سخنى و به ضبط خصال:[ و نه در آخرت براى مغبونى خود مزدى مىبرد.- م.].)
[٢] يعنى قسم فرزند تحت حضانت، بدون اجازه پدر و نيز قسم زن بدون رخصت شوهر مفيد نيست.- م.
[٣] يعنى باز گشتن به بلاد كفر و اقامت در آن بلاد پس از مهاجرت از آنها به مملكت اسلام. در روزگار ما( مصداقش مثلا) آن است كه آدمى به تحصيل دانش و كسب معلومات دينى اشتغال ورزد و سپس تحصيل را ترك گويد و از آن دور و با آن بيگانه شود.
[٤] الماعون، ٤ و ٥
[٥] النّحل، ١٢٨
[٦] الاعراف، ١٢٨