رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٠٩ - آموزشهاى امام
صدقه دهيد كه بر هر مسلمان واجب است[١] و پيامبر خدا ٦ با حسن و حسين (عليهما السّلام) چنين فرمود. (١) هر گاه به سائلى چيزى داديد از او بخواهيد كه براى شما دعا كند چه دعاى او در حق شما مستجاب مىشود ولى در حق خودش پذيرفته نمىآيد زيرا (اين گونه متكدّيان) دروغ مىگويند، (٢) و كسى كه چيزى به سائلى مىدهد بايد دست خود را به سوى دهان آرد و آن را ببوسد زيرا پيش از آنكه آن (صدقه) به دست سائل برسد خداوند آن را مىگيرد، خداى تبارك و تعالى فرمود: وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ- و خدا صدقهها را مىگيرد.»[٢] (٣) شب هنگام صدقه دهيد زيرا صدقه شبانه خشم پروردگار را فرو نشاند. (٤) سخن خود را در شمار كردار خويش دانيد پس، جز در مورد خير، كم گويى پيشه كنيد. (٥) از آنچه خدايتان روزى كرده انفاق كنيد كه به راستى انفاقكننده [به ديده من][٣] همانند جهادگر در راه خداست. (٦) هر كه به گرفتن عوض (ثواب آخرت) يقين دارد انفاق مىكند و وجدانش در اين انفاق سخاوت مىورزد. (٧) هر كس يقينى دارد و به شكّى برخورد بايد بر يقين خويش بپايد زيرا شك يقين را نزدايد و بنيادش را نشكند.[٤] (٨) گواهى ناحق ندهيد. و بر سر سفرهاى كه در آن شراب نوشند ننشينيد زيرا بنده نمىداند كى جانش را بستانند. (٩) هر گاه يكى از شما به خوردن نشينيد بايد چون بنده (به دو زانوى ادب) نشيند و بر زمين بخورد و پا به روى پا نيفكند و چهار زانو ننشيند كه چنين نشستن را خدا نپسندد و صاحبش را دشمن دارد. (١٠) شام پيامبران پس از تيره شدن[٥] شب است. شام خوردن را ترك نگوييد كه ترك آن موجب خرابى تن گردد. (١١) تب پيشاهنگ[٦] مرگ و زندان خدا در زمين است، هر كه از بندگانش را خواهد در آن بند مىكند، و تب گناهان را بريزد همان گونه كه كرك از كوهان شتر بريزد. (١٢) هيچ بيمارى جز از درون تن نيست مگر زخم و تب كه اين دو بر تن درآيند. (١٣) گرمى تب را به گل بنفشه و آب سرد بشكنيد كه گرمى
[١] يعنى اين كار از سنّتهاى اسلام است و بر مسلمان واجب است كه آن را مراعات كند و تا جايى كه ممكن باشد ترك آن شايسته نيست.
[٢] بخشى از آيه ١٠٤ سوره توبه كه تمام آن چنين است: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ- آيا ندانستهاند كه خداوند است كه توبه بندگانش و نيز صدقهها را مىگيرد و او بسيار توبه پذير مهربان است؟»
[٣] در متن« فانّ المنفق فيّ- انفاقكننده در راه من، يا به ديده من» آمده ولى در خصال لفظ« فيّ» نيامده( و ظاهرا در متن زايد است.- م.)
[٤] اصل« استصحاب» در فقه يعنى باقى گذاشتن و حكم به امرى بر حالت اصلى خود، مگر آنكه به ثبوت خلافش يقين حاصل شود، بر همين پايه است.- م.
[٥]« العتمة» زمانى است كه شب كاملا تيره شده و هنگام شام خوردن انبياء است. همچنين به ثلث اول شب نيز اطلاق مىشود.
[٦]« رائد و پيشاهنگ» كسى است كه كاروانيان از پيش روانه مىكنند تا منزلگاه آينده را ببيند يا آنچه بر آنها پوشيده است معلوم دارد و در اينجا مراد آن است كه تب از فرا رسيدن مرگ خبر مىدهد.