رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٠ - آموزشهاى امام
آن از دماى دوزخ است. (١) مسلمان به درمان نپردازد مگر آنكه بيمارى به تندرستى او غالب آيد:[١] (٢) دعا قضاى استوار گشته را بگرداند، پس آن را آماده داريد و به كار بريد. (٣) وضوى بعد از طهارت را ده حسنه باشد پس وضو سازيد. (٤) از تنآسايى بپرهيزيد كه هر كس تنبلى كند حق خدا را به جا نياورده است. (٥) بوى بد (تن) را با آب بزداييد و به (پاكيزگى) خود رسيدگى كنيد كه خداوند چركينى بندگانش را كه موجب نفرت همنشين آنها باشد دشمن دارد. (٦) هيچ يك از شما در نماز با ريش خود بيهوده بازى نكند و نيز به هر چه او را در نماز سرگرم دارد نپردازد. (٧) مبادرت به عمل خير كنيد، پيش از آنكه به كارى ديگر پردازيد.
(٨) نفس مؤمن از وى در رنج و مردم از او در آسايشند. (٩) بايد عمده سخن شما ياد كرد خدا باشد.
(١٠) از گناهان بپرهيزيد زيرا روزى بندهاى كه دست به گناه آلايد بند آيد. (١١) بيماران خود را با صدقه دادن درمان كنيد و داراييهايتان را با پرداخت زكاة حفظ كنيد. (١٢) نماز دستمايه تقرّب هر پرهيزگارى (به خداوند)، و حج جهاد هر ناتوان[٢] است. (١٣) شوهردارى نيكو، جهاد زن باشد. (١٤) فقر مرگ بزرگتر است. (١٥) كمى (عيال و) نانخور يكى از دو آسايش است. (١٦) اندازه نگهداشتن نيمى از زندگانى است.
(١٧) اندوه نيمى از پيرى است. مردى كه مقتصد (و ميانه رو) باشد درويش نگردد (١٨) و مردى كه مشورت طلبد نابود نشود. (١٩) احسان (و دستگيرى مالى) روا نيست مگر به شخص خانوادهدار و ديندار.
(٢٠) هر چيزى را نتيجهايست و نتيجه كار نيك سرعت رهايى (به روز رستاخيز) است. (٢١) كسى كه به عوض گرفتن (اخروى) يقين دارد در بخشش گشاده دستى كند. (٢٢) هر كه هنگام مصيبت بر (زانوان يا) رانهاى خود دست كوبد، پاداشش بكاهد. (٢٣) برترين كردار مؤمن انتظار گشايش داشتن است. (٢٤) هر كه پدر و مادرش را اندوهگين كند نسبت به آن دو ناسپاسى كرده است. (٢٥) روزى را با صدقه دادن درخواست كنيد. (٢٦) بلاهاى گوناگون را با دعا دور سازيد، (پس) پيش از رسيدن بلا بر دعا بپاييد.
سوگند به آن كه دانه شكافد و جاندار برآرد، بلا بر مؤمن شتابندهتر از سيل فروريزنده از فراز تپه به پايين يا دويدن استران تيزگام است. (٢٧) سالم رستن از سختى بلا را درخواست كنيد كه سختى بلا، رفتن دين است. (٢٨) نيكبخت آن است كه از (سر گذشت) ديگرى پند گيرد و (اگرش گويند) پذيرد. (٢٩) خويشتن را به اخلاق نيكو بپروريد زيرا بنده با ايمان به خوشخويى خود به پايه روزهدار شب زندهدار رسد. (٣٠) هر كه دانسته، مى بنوشد خدايش زهرابه چركين دوزخ بنوشاند هر چند آمرزيدنى بوده باشد. (٣١) نذر كردن بر (ارتكاب) معصيت و سوگند بر قطع رحم روا نيست. (٣٢) دعاكننده بىعمل
[١] زيرا درمان جز به دارو ممكن نيست و داروها اثر تهييجى و تحريكى دارند و سبب بيماريها و نارساييهايى ديگر مىشوند و در احاديث آمده است« تا تحمّل بيمارى توانيد كرد از به كار بردن دارو اجتناب كنيد» و« هيچ دارويى نيست مگر آنكه بيمارىاى را برانگيزد»( و نيز از امير مؤمنان ٧ در نهج البلاغه آمده است« امش بدائك ما مشى بك- چندان كه بيماريت با تو بسازد تو نيز با آن بساز و تحمّلش كن.- م.)
[٢] مراد از ناتوان كسى است كه به سببى توانايى رزمى و قدرت بر گرفتن سلاح و بيرون شدن به جهاد ندارد.- م.