رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٠٨ - آموزشهاى امام
را راهنمايى كنيد و اندرزش گوييد و به او نرمش نشان دهيد. (١) از اختلاف بپرهيزيد كه موجب خروج از دين است. دادگر و ميانه رو باشيد و به يك ديگر مهر بورزيد و رحمت آريد. (٢) هر كه با چهار پايش سفر كند بايد به آب و علف او آغاز كند.[١] (٣) بر چهره چهارپايان (چوب و تازيانه) نزنيد زيرا آنها پروردگار خود را تسبيح مىكنند. هر كه از شما در سفر راه گم كند يا بر خويشتن ترسد بانگ زند «يا صالح[٢] اغثنى» اى صالح به فريادم برس زيرا در ميان برادران جنّ شما كسى است كه چون آن بانگ را بشنود پاسخ گويد و گمشده شما را راهنمايى كند و چهارپاى او را نگهدارد، (٤) هر كس از شما از شير بر خود و چهار پا و رمهاش بترسد بايد خطى گرد آن بكشد و بگويد: «اللّهم ربّ دانيال و الجبّ و كلّ اسد مستأسد احفظنى و غنمى»[٣] بار الها، پروردگار دانيال و چاه و هر شير شرزه، من و گوسفندم را نگهدار. (٥) و هر كدامتان از غرق شدن بترسد بايد بگويد: بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ.[٤] وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ[٥] به نام خداوند، روانكننده و به ساحل رساننده آن كه خداى من البتّه صاحب مغفرت و رحمت است. خدا را چنان كه بايد و شايد به عظمت نشناختند و اوست كه روز قيامت، زمين در قبضه قدرت او و آسمانها در پيچيده به دست سلطنت اوست، آن ذات پاك يكتا منزّه و متعالى از شرك مشركان است.» (٦) و هر كه از كژدم ترسد بخواند: سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ[٦]- در ميان جهانيان، سلام بر نوح باد، ما چنين نيكوكاران را پاداش مىدهيم كه او به حقيقت از بندگان با ايمان ما بود». (٧) در روز هفتم براى نوزاد خود عقيقه[٧] كنيد (٨) و هر گاه (نخستين بار) سر آنان را تراشيديد هموزن مويشان نقره
[١] يعنى هم پيش از سفر آب و علف مركبش را بدهد و هم هنگام ورود به هر منزلى ترتيب آب و علف آن حيوان را پيش از آسودن خود بدهد و آن را مقدّم بر خود دارد.- م.
[٢] شايد مراد از« صالح» حضرت صالح پيغمبر ٧ است و مناسبت موضوع« ناقه صالح» است كه در كنف امان بود، و شايد مراد از« صالح» نام آن بنى جنّ نگهبان راههاست.- م.
[٣] مراد دانيال نبى ٧ از انبياء بنى اسرائيل است كه به روزگار بخت النّصر چنان كه گفتهاند در چاهى محبوس بود، و شيخ طوسى رحمة الله عليه در امالى خود از حضرت ابى عبد الله ٧ روايت كرده است كه« او در زمان سلطان ستمگر« عات» بود كه وى را بگرفت و در چاهى افكند و درندگان را نيز با او به چاه انداخت ولى آنها به وى نزديك نشدند ولى( آن جبّار) او را از چاه برنياورد تا آنكه خداى عزّ و جلّ به يكى ديگر از انبياء خود مىفرمود كه براى دانيال طعامى ببر، گفت: پروردگارا دانيال كجاست؟ فرمود: چون از اين دهكده بيرون شدى كفتارى به پيشت آيد آن را دنبال كن كه تو را به وى مىرساند، پس كفتار او را بر سر آن چاه كه دانيال در آن بود آورد پس خوراك را برايش فرو فرستاد و دانيال گفت: سپاس خداى را كه هر كه بدو اعتماد كرد سربار ديگرى نشد. تا پايان گفته او ...»
[٤]( بخشى از آيه ٤١ سوره هود.- م.)
[٥] الزمر، ٦٧( و مجموع دعا تركيبى از آن دو آيه شريف است.- م.)
[٦] الصّافات، ٧٩، ٨٠ و ٨١
[٧] گوسفند يا بزى كه با شرايط خاص به روز هفتم تولّد نوزاد قربانى كنند.- م.