اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٦ - شفاعت در آموزههاى اسلام
وسيله يك زنده جان و با سلاح، خدايان را به يارى مىطلبيدند. حتّى با مردگان خود، ابزار آرايش آنان را در گورشان مىنهادند تا به وسيله آنها در آسايش و امنيت زندگى كنند و چه بسا با مردگان خود، كنيزى را زنده، براى انس با او و گاهى نيز قهرمانى را براى دفاع از آنان، در گورشان مىنهادند. اين وهمها و باورهاى خرافى، بعدها درميان پيروان دينهاى آسمانى، به شكل ديگرى آشكار شد. يعنى آن ايمان فطرى به جاودانگىِ انسان، به عادتها و آيينهاى خرافى درآميخت. مانند بنىاسرائيل كه توحيد را به شرك، و ايمان را به كفر، درآميختند و تشريفات و تجملگرايىِ غرورانگيز را جايگزين عمل صالح و اجراى شريعت كردند و آيين همگانى و شامل خداوند را به شكل و قواره ويژگىهاى قومى و قبيلگى در آوردند و آن را با پندارهاى نادرست ملّتهاى همجوار و دمخور، در آميختند، و به جاى پرهيزگارى و شايستهكارى و نگرانى از بازتاب كردارهايشان در روز واپسين، به پروراندن آرزوهاى بىپايه و انديشههاى بىاساس پرداختند؛ تا آنجا كه خود را قومى برتر دانستند و باورشان اين شد كه «مردم دنيا- هر كه باشند- سزاوار جهنم و عذاباند و ما- هر چه باشيم- سزاوار بهشت و رهايى از عذاب و كيفر دوزخيم و پيامبران و بزرگانى كه از ميان ما برخاستهاند، شفيعان و مدافعان مايند»:
وَقَالُوا لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودَاً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ.[١] گفتند: هرگز به بهشت نرود، مگر كسى كه جهود يا ترسا باشد. اينها آرزوهاى آنهاست. بگو: «اگر راستگوييد، برهان خويش را بياوريد».
قرآن كريم، در برخورد با اين باورهاى بى اساس و پندارهاى نادرست و سخنان گزاف آلود، فرمود:
يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ للَّهِ.[٢] [روز حساب و پاداش] هيچ كس براى هيچ كس چيزى (بازداشتن عذابى يا رساندنِ سودى) در توان
[١] - بقره، آيه ١١١
[٢] - انفطار، آيه ١٩