اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٣ - آخرت، بازتاب زندگى دنيا
در روايات در توصيف صراط، آمده است كه راهى است، چون تيغ و موى اندام و از شب تارْ تيرهتر، و مردمان، با سرعتهاى متفاوت، از آن گذر مىكنند. آتش دوزخ، گريبان برخى را به هنگام گذشتن از آن، مىگيرد. اين روايات، به همان ناممكن بودن گذر، براى همه انسانها اشاره مىكنند. امام صادق (ع)، در اين باره فرمود:
النَّاسُ يَمُرُّونَ عَلَى الصِّراطِ طَبَقاتِ، وَ الصِّراطُ ادَقُّ مِنَ الْشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّيفِ، فَمِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مَثْلَ عَدْوِ الْفَرَسِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يُمُرُّ حَبْواً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مَشْياً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مُتَعَلِّقاً، قَدْ تَأخُذُ النَّارُ مِنْهُ شَيْئاً وَ تَتْرُكُ شَيئاً.[١] مردم، در گذشتن و گذر كردن از «صراط»، دستهها و گروههاى گوناگونى هستند. صراط، باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است. برخى، مانند برق از آن مىگذرند. برخى ديگر، چون دويدن اسب، و گروهى با دست و زانو گذر مىكنند، و گروهى ديگر، قدم زنان، و گروهى ديگر، به اين پلْ آويزاناند و آتش، پارهاى از تنشان را مىگيرد و پارهاى از آن را رها مىكند.
در تفسير «نُنَجِّى الَّذينَ اْتَّقوا» آمده است كه مؤمنان، چون به دوزخ در آيند، از آن بگذرند و آتش، به سبب نور ايمان آنان، مرده و افسرده گردد. اين معنا، در حديث نيز آمده است:
قَدْوَردْتُموُها و هى خامدةٌ. لايَبْقى بَرٌّ وَ لا فاجِرٌ الّا دَخَلَها فَتَكونُ عَلَى الْمُؤمْنِ بَرْداً و سَلاماً كَما كانَتْ عَلى ابْراهيمَ.[٢] هيچ نيكوكار و تباهكارى نيست، مگر آنكه به دوزخ درآيد؛ امّا آتش دوزخ- همچنان كه آتش نمرود، بر ابراهيم، سرد و بىگزند بود- بر مؤمن، سرد و بى گزند باشد.
|
گر چه مؤمن را سَقر، ندهد ضرر |
ليك هم بهتر بود زآنجا گذر |
|
|
گرچه دوزخ، دور دارد زو نكال |
ليك جنّت بهْ وِرا فى كُلِّ حال[٣] |
|
|
زانك دوزخ گويد: اى مؤمن! تو زود |
برگذر كه نورت آتش را ربود |
|
|
بگذر اى مؤمن كه نورت مىكُشد |
آتشم را چونك دامن مىكَشد |
|
[١] - الأمالى، ص ٢٤٣
[٢] - الكشّاف، ج ٢، ص ٥٢٠
[٣] - مثنوى، دفتر ششم، بيت ٢٤٦- ٢٤٧.