اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥٩ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
ذلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِداياتِكَ وَ لابِبِدْعٍ مِنْ كِفاياتِكَ. اللَّهُمَّ احْمِلْنى عَلى عَفْوِكَ وَ لاتَحمِلْني عَلى عَدْلِكَ.[١] بار خدايا! تو براى دوستانت، از همه مونسها مأنوسترى و در كفايت كردنِ آنان كه بر تو توكّل كنند، حاضرترى، درون آنها را مىبينى و بر انديشههاى آنان آگاهى، و اندازه بينايى و عقولشان را مىدانى. پسْ رازهايشان، برتو روشن و آشكار، و دلهايشان براى تو بىقرار است. هر گاه تنهايى، آنان را به وحشت اندازد، يادِ تو مايه انس و آرامش آنهاست، و اگر مصيبتها، بر ايشان هجوم آوَرد، تو را پناهگاهِ خويش قرار مىدهند؛ زيرا مىدانند كه سررشته كارها به دست تو، و منشأ وجود آنها، فرمان توست. بار الها! اگر من ندانم كه از تو چه چيز بخواهم و يا در خواست خود سرگردان بمانم، تو مرا بر آنچه صلاحم در آن است، راهنمايى فرما و دلم را به چيزى كه خير و نيكىام در آن است، متوجّه كن، كه اين امور، از هدايتهاى تو نامأنوس نيست و از كفايتهاى تو شگفتْ نه.
خدايا! مرا به آمرزشت بنواز و بر مركب عدل و دادت منشان.
مهمترين تعليمى كه دعاهاى ياد شده، سرشار از آن است، معرفت خداوند است؛ اگر چه راههاى معرفت، همچنان كه گفته شده است، «به عدد انفاس خلايقِ؛» است[٢] و به گفته سعدى:
|
برگ درختان سبز، در نظرِ هوشيار |
هر ورقش دفترى است، معرفتِ كردگار. |
|
وليكن معرفتى كه در دعاها برآن تأكيد شده است، معرفت خداوند است به خودِ او، و اين نكته بسيار ظريف و دقيقى در معارف دينى ماست كه علاوه بر دعاها، در قرآن كريم و سخنانِ صاحبانِ عصمت نيز، مورد تأكيد قرار گرفته است.
در روزگارى كه معارف حقيقى و راستينِ موساى كليم و عيساى مسيح، در دسترس قوم يهود و ملّتهاى مسيحى نبود، و آنچه را كه اينان خداپرستى مىدانستند، آن حقيقتِ اعلام شده به دست انبيا نبود. بدين گونه، معارف انبيايى مسخ شده بود. در مكاتبِ فلسفى نيز،
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٢٢٧
[٢] - به شمار نفسهاى آفريدگان است