اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
بِالْقِسْطِ.[١] هر آينه پيامبرانمان را با حجّتهاى روشن و هويدا فرستاديم و با ايشان كتاب- كه وسيله تميز حق از باطل است- و ترازو فرو فرستاديم تا مردم به داد و انصاف برخيزند.
و به مفهوم فلسفى، زيربنا و شالوده «معاد» است:
وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ.[٢] و ما ترازوهاى دادگرى را در روز رستاخيز مىنهيم. پس به كسى، هيچ ستمى نرود. و اگر [كردارشان] همسنگ دانه خردلى باشد، آن را بياريم. و ما حسابگرانى بسندهايم.
پيش از ورود به بحث، مىسِزد كه اندكى در اين پرسشها بينديشم: دو نفر را فرض كنيم كه يكى، از هر گونه امكانات و امتيازات زندگى برخوردار است و به راهِ هدايت و پارسايى مىرود و هيچ گاه از وظيفه شرعى و تكليف انسانىِ خويش، گامى فراتر نمىنهد و در راهِ حقّ و فضيلت، زندگى را بر بنيانِ قناعت و اساسِ پارسايى نهاده و حكمت و معيشت را به هم آميخته است؛ امّا ديگرى، از هر درى وارد مىشود و هر گونه وسيلهاى را برمىانگيزد و براى دست يازيدن به مقصودِ حيوانى و ارضاى هوسهاى نفسانىِ خويش، به هر دستاويز نااستوارى چنگ مىزند و از هر گونه خيانت و دروغ و تزوير و سالوس، باز نمىايستد. آيا گمان مىكنيم كه سرانجامِ هر دو، يكسان است؟ آيا اين جهان كه سراسر شعور و ادراك است، به هر دو با يك چشم مىنگرد؟ و هر دو را يكسان مىبيند؟ آيا به راستى بر اين پنداريم كه در اين جهان، معيار و ضابطهاى براى سنجش نيّتها و رفتارها و نيكىها و بدىها نيست؟ آيا درباره هر دو، در يك سطح داورى مىشود؟ آيا نيك و بد، همه در خاك فرو مىروَد و به تعبير ديگر، نيتها و رفتارها و ... در اين جهان، ناپديد مىگردند؛ همچنان كه برخى از كافران و جرمْ كيشان مىپنداشتند و مىگفتند:
وَقَالُوا اءِذَا ضَلَلْنَا فِى الْأَرْضِ ءَانَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُم بِلقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ.[٣]
[١] - حديد، آيه ٢٥
[٢] - انبياء، آيه ٤٧
[٣] - سجده، آيه ١٠