اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٠ - ديباچهاى بر دعا
نيز ميراث گيرد، و او را- اى پروردگارِ من- پسنديده ساز.
«دعا و توجّه به آفريدگار هستىها و پروردگار انسانها، و توسّل جستن به مقدّسين و مقدّسات مذهبى و اعتقادى، و مدد طلبيدن و حاجت خواستن از خداوند و امدادگران غيبى، كه به اذن خداوند، كارها را سامان مىدهند، در همه اقوام و مذاهب بوده و هست.
حتّى هم اكنون نيز، در شرق و غرب جهان، و از ميان بزرگترين شهرها و تمدّنهاى كنونى تا دور افتادهترين كلبهها و صحراها و كوهها و جنگلها و درياها، در همه قشرهاى متفاوت انسانى، دعا كردن و امداد جستن، كارى متداول است و جزء زندگى انسانهاست، كه همه، كم يا بيش، به آن مىپردازند و با آن زندگى مىكنند، چنانكه جمله «اى مريم مقدّس»!، در ميان مسيحيان، به هنگام گرفتارى و براى توسّل و توجّه، معروف است.[١]
٧. پيامبر اسلام حضرت محمّد ٦، گذشته از آنكه كتابى را كه آورده، سرشار از تسبيح و ستايش و نيايش با خداوند است، خود از همان آغاز زندگى كه در سرزمينى به نام «اجْياد» در اطراف مكّه به شُبانى مىپرداخت با عزلت و گوشهنشينى و تنهايى انس گرفته بود، در آن سكوت و آرامش صحرا به فكر فرو مىرفت و درباره هستى و زندگى مىانديشيد.
دنياى او دنيايى ديگر بود و هيچ گاه در محفلهاى لهو و باطل و سرگرمىهاى قومِ خود، شركت نمىجست و در جشنها و سرورها و مراسمى كه به نام بُتها بر پا مىداشتند، حضور نمىيافت و همچون ديگران قربانىاى نثار بتها نمىنمود و دست و دهانِ پاك و پاكيزه خويش به ناپاكىها نمىآلود.
او سير «انْفسى» و «آفاقى»[٢] خود را در بخش نخستِ كلمه توحيد، «لا اله»، و طرد و نفى و دور افكندنِ «ما سِوى»، جز خدا، پيش از آنكه پيام وحى: اعْلَمْ انَّهُ لا الهَ الّا اللَّهُ.[٣] «بدان كه معبود و پرستهاى جز خداى نيست، را دريافت كند»، به سرعت پايان برده بود.
از همين رو، از بتها و متولّيان و كارپردازانشان، سخت بيزار و متنفّر بود و بارها
[١] - جامعه سازى قرآنى، ص ٢٢٩
[٢] - سيرة الحلبى، ج ١، ص ٢٧٠
[٣] - محمّد، آيه ١٩