اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
در اين آيه، به روشنى با نداى تنبيهى براى بيدارى و هشيارى انسان و توجّه او به منتهاى مسيرى كه در كوشش و كِشش خود در پيش دارد، او را به ديدار پروردگارش پس از عبور از گذرگاهِ دنيا، وعده مىدهد كه:
|
چه گويمت كه به ميخانه دوش، مست و خراب |
سروشِ عالمِ غيبم چه مژدهها دادهست؟ |
|
|
كه اى بلندْ نظر، شاهبازِ سدرهنشين |
نشيمنِ تو نه اين كُنجِ محنتآباد است |
|
|
تو را ز كنگره عرش مىزنند صفير |
ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است. |
|
(حافظ)
ابوالحسن اشعرى و همفكران او گويند: «ملاقات» به معناى برخورد رويارو، و به تعبير ديگر، «ديدار با چشم سَر» است. بنا بر اين، روز رستاخيز، روز ديدار خداست.
بويژه، با توجّه به برخى آيات، باور كردهاند كه «ملاقات»، همان «رؤيت» است و يكى از آيات مورد نظر آنان، اين آيه است:
وُجُوهٌ يَوْمَئذٍ ناضِرةٌ، الى رِبِّها ناظِرَةٌ.[١] در آن روز، چهرههايى تازه و خرّم است كه پروردگار خويش را چشم مىدارند.
بايد اذعان كرد كه اگر ما نيز تنها به همين آيات توجه مىكرديم، چنين مىپنداشتيم كه مؤمنان در روز رستاخيز، خدا را رويارو (با چشم سر) خواهند ديد؛ ولى در قرآن، آيات ديگرى در زمينه «رؤيت» خداوند آمده است كه در آنها، مسئله «رؤيت» به طور مستقيم و رويارو، مطرح شده و دربارهاش نظر داده شده است.
در اين آيات، به طور صريح و روشن، اين تقاضاى عاميانه و سادهلوحانه كه:
«مىخواهيم خدا را ببينيم» مطرح گرديده و با قاطعيت، رد شده است.
از آنجا كه پىبردن به واقعيتهاى غير حسّى و ايمان به وجود آنها، همواره براى مردمِ بد باورى همچون بنىاسرائيل- كه نتوانستهاند قواى ادراكى خود را از تأثير حس، آزاد
[١] - قيامت، آيه ٢٢- ٢٣