اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٩ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
«نبوّت» باليده و سرمست از باده پاكِ «توحيد ناب (شَراباً طَهُوراً)[١] است و عرفان حقيقى و حقيقت عرفان و امواج معارفِ نابِ قرآنى، سيلآسا از ژرفاى جانش مىجوشد و مىخروشد و مزرعه دل و جان عطشناكانِ معرفت و توحيد را سيراب مىكند، سخنش را از همان جايى آغاز كرده است كه سرانجام، به سوى آن باز مىگردد، يعنى با ستايش خداوند؛ چرا كه ستايش، سخن نخستين خداوند در قرآن كريم، و نيايشِ واپسينِ بهشتيان است.[٢]
صحيفه او به مانندِ كوهى است كه رهپيماى آن بر فراز قلهاش ايستاده و گستره هستى را به تماشا نشسته است، و چنان به معشوق خويش نزديك است كه گرمىِ نوازشهاى دستان پُر مهر و لطف او را لمس مىكند و در خلوتِ وصل، رازِ خويش را با او در ميان نهاده است:
سپاس و ستايش، خداى راست كه در «اولّيت»، بىآغاز و در «آخِريّت»، بىانجام (ازلى و ابدى) است.
در آموزههاى اين امام بزرگوار، خداوند، چنان سهل الوصول و نزديك است كه از رگ گردن آدمى به وى نزديكتر است، و هرگاه كه بخواهد و هر جا كه باشد، مىتواند با او به خلوت بنشيند و بىهيچ دغدغه و اضطراب، با او راز دل، بازگويد.
نشستن بر در خانه او، «نشستن بر درِ ارباب بىمروّت دنيا» نيست، كه معلوم
[١] - انسان، آيه ٢١
[٢] - يونس، آيه ١٠