اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٣١ - زمينههاى شكلگيرى«صحيفه سجاديه»
آن گاه كه تو را [به همكارى] فرا خواندند، تو را محورى براى گرداندنِ چرخ ستمگرىها ساختند و تو را پلى براى عبور به بلارسانىهايشان، نردبان گمراهى خويش قرار دادند و مُبَلّغ تباهكارى و رهنوردِ راه خطاى خود كردند؟ در تو نسبت به علماى راسيتن [آل محمّد] ايجاد شك كردند و دل نادانان را به وسيله تو شكار كردند؟ و گزيدهترين وزيران و نيرومندترينِ دستيارانشان هم به اندازه تو فساد آنها را آراستگى و صلاح وانمود نكرد و [مردم را] از خاصّ و عام به سويشان نكشيدند؟! در برابر آنچه از تو گرفتند چه بسيار كم مزدت دادند. [فَما اقَلَّ ما أعْطَوْكُ فى قَدْرِ ما أخَذوُا مِنْكَ. و به چه بهاى ناچيزى وجدانت را خريدند] و چه اندك [خانهاى] را در جهان برايت آباد كردند و چگونه [خانه آخرتت را] ويران كردند. پس مراقب نفس خود باش كه ديگرى آن را برايت مراقبت نكند، و چون مردى مسئول، به حسابرسى از خود بپرداز.[١]
شيعه و رهبرى تشيّع از روزگار امام چهارم، به طور كلّى از نظر ظاهر، در نهايت سختى و شدّت قرار گرفت و ستم و بيداد، بر اوضاع و احوال و سرنوشت توده مردم، سلطه يافت. هيچ گونه كوششى و هيچ گونه مبارزهاى امكانپذير نبود. آخرين انقلاب و آخرين بسيج خونينِ نيرو و فرياد اعتراض، كه به وسيله امام حسين (ع) در برابر قدرت حاكم بر پا برخاسته بود، خاموش شده بود و همه ياران آن بزرگوار به همراه خود او به شهادت رسيده بودند. حتّى كودك شيرخوارهاش و زنان و فرزندان او نيز به اسارت برده شدند و از آن انقلاب خونين، تنها يك جوان باقى مانده بود و آن، امام على بن حسين (ع)، تنها وارث و وصى پيامبر كه عهدهدار نگهبانى از شريعت محمّد ٦ و يگانه مبيّن و مفسّر و روشنگر آيين اوست. هيچ گونه تلاشى، نه نظامى و نه سياسى، انجام نمىگرفت، و هيچ گونه اميدى براى ادامه راه شهيدان كربلا وجود نداشت و اصولًا اوضاع و شرايط اجتماعى و سياسى بهگونهاى بود كه خطرِ نابود شدن و به فراموشى سپردن اين فكر و اين نهضت الهى و عدالتخواهانه و حقپرستانه و انساندوستانه پيشرو بود. خطر تا آنجا بود كه روح
[١] - تحف العقول، ص ٢٧٥؛ رهاورد خرد، ص ٢٨١