اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٨ - شرايط اجابت دعا
جانشين تلاش و كوشش نيست؛ زيرا چنين جامعهاى، گذشته از آنكه ساقط و فرومايه است، منفور اولياى گرامى اسلام است؛ جامعهاى است منحطّ و ناپسند.
عقل و اراده آدمى و استعدادها و توانايىهاى جسمى و روحى و رهنمونىهاى خداوند و پيشوايان دينى و ثروتها و گنجينههاى انبوه و بىشمار خداوند در اين طبيعت و در اين كره خاكى، همه و همه، روزىهاى خداوند است؛ ليكن سنّت خداوند و روش او در تدبير امور عالم و آدم، بر اين اساس است كه جنبندگان و از جمله انسان، به سوى روزى خود حركت كنند؛ بويژه انسان با به كارگيرى خِرد و اراده و ابزارها و ساز و برگى كه در اختيار اوست، با روش درست، روزى خويش را به دست آورد. و اين، معناى رازق بودن خداوند است كه فرمود: روزىِ مقرّر، نبايد تو را از كار و تلاش كه فريضه و بايسته است، باز دارد.
رها كردن كار و كوشش در اداره حيات مادّى و معنوى و روى آوردن به نيايش تنها، در حقيقت، مبارزه كردن با مشيّت خداوند است كه خود را «فعّال (پُركار)» معرّفى كرده است؛ خداوندى كه آفرينش جهان و تدبير آن، كار اوست، و هيچ گاه بى كار نبوده و نيست.
يَسْئَلُهُ مَنْ فى السَّمواتِ وَالْارْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فىِ شَأنٍ.[١] هر كه در آسمانها و زمين است، از او [حاجت] مىخواهد. هر روز وى در كارى است.
|
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فى شَأنٍ بخوان |
مرْ وِرا بى كار و بى فعلى مدان |
|
|
كمترين كاريش هر روز است آن |
كو، سه لشكر را كند اين سو روان |
|
|
لشكرى ز اصلاب، سوى امَّهات |
بهرِ آن تا در رَحِم رويد نبات |
|
|
لشكرى زَاْرحام سوى خاكدان |
تا ز نرّ و ماده پُر گردد جهان |
|
|
لشكرى از خاك، ز آن سوى اجل |
تا ببيند هر كسى حُسنِ عمل.[٢] |
|
كار و كوشش، تلاش فكرى و عضلانى و خواستن از خداست در سطح طبيعى اين عالم، و دعا و نيايش نيز كار و كوشش و تلاش روحى است؛ امّا در سطح ماوراى طبيعى اين عالم.
[١] - الرحمن، آيه ٢٩
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٣٠٧١- ٣٠٧٥.