اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٠٣ - انسان اسلام
شكستيم، از فرمانش روى گردانديم و بر مَركبهاى نافرمانى نشسته، به جانبى رانديم كه در نهايت، گذر از خطِ «نهىِ» گناه بود. «فَخالَفْنا عَنْ طَريقِ امْرِهِ، وَ رَكِبْنا مُتُونَ زَجْرِهِ».
درنگ و بردبارى خداوند در عذاب گناهكاران
با اينكه ما آدميان كژراهه رفتيم و راهِ ناسپاسى را پيشه كرديم، خداوند به تنبيه و كيفر ما شتاب نكرد و در انتقام گرفتن از ما تعجيل ننمود؛ بلكه به مقتضاى رحمت و بندهپرورىاش كريمانه با ما مدارا كرد و از سرِ مهر و شفقت، بردبارانه بازگشت ما از بيراهه را به انتظار نشست.
مرحوم سيّد عليخان مىگويد: اين بخش از كلام امام (ع)، اشارتى است تلميح گونه به سخن خداوند در آنجا كه فرمود: «وَلَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لَايَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ.[١] و اگر خدا براى مردم بدى (عذاب) را با همان شتاب مىخواست كه آنان، نيكى را مىخواهند، هر آينه، مدّتشان سپرى شده بود (مرگشان با نزول عذاب برآنها فرا رسيده بود). پس كسانى را كه به ديدار ما اميد [و باور] ندارند، وا مىگذاريم تا در سركشى [و گمراهى] خود، سرگردان بمانند».
تعجيل در چيزى ياكارى، به معناى شتاب كردن در رسيدن بدان چيز يا انجام دادن آن كار است و استعجال، يعنى كسى را به شتاب انگيختن براى رسيدن به چيزى يا انجام دادن كارى است.
آدمى به مقتضاى سرشت و نهادى كه دارد، عجول و بسيار شتابان است:
وَيَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا.[٢] و آدمى [از روى نادانى و شتاب] بدى را مىخواهد، همان گونه كه نيكى را مىخواهد؛ و آدمى شتابزده است.
بر اين اساس، در هر چيز يا هر كارى كه براى او سود بخش باشد، شتابناك است؛ يعنى ازعلّتها و سببهاىِ آن مىطلبد تا در رسيدن به مقصودش شتاب ورزند. و چون علّتِ همه علّتها و مُسَبِّبِ همه سببها خداست، و اساساً سبب و علّت حقيقى و تأثير گذارِ در همه سببها و علّتها، تنها اوست. در حقيقت، آدمى اين شتابناكى را از خداى تعالى مىطلبد. اين شتابناكى و برانگيختن بر شتابورزى، در نهاد و سرشت اوست و ريشه در هوا و هوسهاى
[١] - يونس، آيه ١١
[٢] - اسراء، آيه، ١١