اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٩ - انسان اسلام
مَحَك زند. يعنى انسانها را پس از اين همه گراميداشت و نعمت، با «امر و نهى» خود، مورد آزمايش قرار داد تا روشن شود كه همچنان كه جهان را هدفمندانه آفريده است، انسان را نيز براى مقصد و مقصودى تقدير كرده است، و آن، به قرب الهى رسيدن است، و آوردن او به اين جهان- كه سراى زاد و زايش و آزمون است و امتحانش با طاعتگزارى و عصيان و سركشى و كامجويى از زخارف و آراستگىهاى دنيا و ناكامىها، و برخورد با حوادث هولناك و صحنههاى بهجتافزا و در نهايت، استحقاق پاداش و كيفر يافتن و جداسازى پليد از پاك است، براى آن است كه آدميان دريابند كه آفرينش آنان، بيهوده و عبث و بازيگرانه نيست:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ.[١] آيا پنداشتهايد كه ما شما را بيهوده آفريدهايم و به سوى ما باز نمىگردانندتان؟
ايَحْسَبُ الْانسانُ انْ يُتْرَكَ سُدىً.[٢] آيا انسان مىپندارد كه او را بيهوده و رها فرو مىگذارند [كه در دنيا مكلّف نباشد و در آخرت، حسابرسى نشود و پاداش و كيفر نبيند؟].
حقيقت آزمايش
«اختبار» و «ابتلا» در كلام امام سجّاد (ع)، به معناى امتحان است و امتحان، يعنى آزمودن، در بوته آزمايش قرار دادن، سنجش و ارزيابى كردن و نيك بررسى كردن. گداختن و خالص ساختن چيزى را نيز مىگويند. مانند آنكه زرگران با ذوب كردن و گداختن طلاى ناخالص، آن را پالايش مىنمايند تا طلاى ناب و خالص به دست آورند.
امتحان شخص يا چيزى، براى آن است كه از آنچه در نهان آن شخص يا چيز نهفته است، آشكار گردد، و ريشه در جهل و ناآگاهى آدمى دارد؛ امّا امتحان خداوند، براى نماياندن و جدا ساختن پليدان از پاكان است؛ چرا كه جهل به ساحت قدس او راه ندارد و همه حوادث و پديدهها و آنچه در جهان است، به عين هستىشان، نه با صورتهايى كه در
[١] - مؤمنون، آيه ١١٥
[٢] - قيامت، آيه ٣٦