اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٧ - آزادى انسان در ميدان عمل
و شما را به نيكوكارى دعوت مىكند و از كارهاى بد، باز مىدارد و منع قانونى را براى زشتىها و پليدىها اعلام مىكند و براى آدمى، در برابر كارهايش مسئوليّت قايل است و او را رها نمىداند.
داشتن مسئوليت، با «تفويض» و «هر چه خواهى، كن» ناسازگار است. تفويض، با انكار گناه برابر است؛ در حالى كه وجود گناه، ضرورى دين و مذهب است.
اوامر قرآن، نشان بطلان نظريّه «جبر» است؛ زيرا صدور امر و فرمان، هنگامى معنا مىدهد كه مأمور، قدرت بر اطاعت داشته باشد. بنا بر اين، اگر مأمور، قدرت به اطاعت نداشته باشد، صدور امر، نسبت به او لغو و بيهوده خواهد بود و برخلاف عقل و منطق است. همچنان كه وجود منع قانونى و حرام، ضد «تفويض» است، امرها و فرمانهاى خداوند نيز بر خلاف «جبر» است.
به علاوه، سراسر قرآن، آكنده از ثواب اطاعت و كيفر گناه است و خبر دادن از بهشت و دوزخ، گواه بر آزادى بشر در گفتار و رفتار است و نظريّه «جبر» و «تفويض» را باطل مىشمارد.
در مكتب اهل بيت (ع)، انسان، داراى ماهيت و سرشتى عمومى است كه بر آن سرشت، زاده شده است؛ داراى سرشت خاكى و ملكوتى است، داراى تمايلات و نهادها و داراى استعدادها و كششهاست؛ اما ماهيّت خاص خود را بايد در سايه كوشش و اراده شخصى بسازد:
وَأَنْ لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى. وَ انّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى.[١] و اينكه براى آدمى، جز آنچه به كوشش خود كرده است، چيزى نيست. و به زودى، كوشش او نمايان مىشود، هم خود مىبيند و هم ديگران.
همه تمايلات و استعدادها، آمادگى و زمينه هستند وگرنه، خود اوست كه بايد از استعداد خويش بهره گيرد، و «ماهيّت و چگونگىِ» خويش را بسازد.
انسان، آزاد و صاحب اختيار است و اين نكتهاى است كه، بدون آنكه بخواهيم وارد بحثها و مسائل بسيار پيچيده كلامى و فلسفى مربوط به
[١] - نجم، آيه ٣٩- ٤٠