اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - گواهى بر اعمال
كافر بودند، نه اجازه [ى سخن گفتن] دهند و نه از آنها خواهند كه عذر خواهى كنند [يا كارى كنند كه خداى از آنها خشنود گردد؛ زيرا آخرت سراى تكليف نيست].
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَايُظْلَمُونَ. ووُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ.[١] و [در آن روز] زمين به نور خداوندِ خود، روشن شود و نامه [هاى اعمال] را پيش نهند و پيامبران و گواهان را بياورند و ميان ايشان (آدميان) به راستى و درستى، داورى شود و بر آنان ستم نرود. و هركسى را آنچه كرده باشد، تمام بدهند و او داناتر است بدانچه مىكنند.
امام على (ع) نيز در اين باره مىفرمايد:
كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ؛ سائقٌ يَسوُقُها. الى مَحْشَرِها وَ شاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْها بِعَمَلِها.[٢] با هر كسى [فرشته] رانندهاى و [فرشته] گواهى دهندهاى است؛ رانندهاى كه او را تا به محشرش مىراند، و گواهى كه بر كرده او گواهى مىدهد.
از اين آيات و نظير اينها و همين طور روايات رسيده از پيشوايان معصوم (ع)، بر مىآيد كه مراد از «شهادت»، همان گواهى دادن بر اعمال است؛ يعنى اعمال امتها و رسالت فرستادگان خداوند و چگونگى پيام رسانى آنان:
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ.[٣] پس هر آينه كسانى را كه به سويشان [پيامبر] فرستاده شده، پرسش خواهيم كرد [از اجابت پيامبران] و از [خودِ] فرستادگان نيز [درباره رساندن پيام خدا] خواهيم پرسيد.
[١] - زمر، آيه ٦٩- ٧٠
[٢] - نهج البلاغة، خطبه ٨٥. امام( ع) اين سخن را از آيه ٢٠ و ٢١ سوره ق اقتباس فرموده است:« وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ ذلِكَ يَوْمَالْوَعِيدِ. وَ جاءَتْ كُلُّ نَفسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيدٌ. در صور دميده شود. اين، روز وعده عذاب( روز رستاخيز) است و هر كسى در حالى مىآيد كه با او[ فرشته] گواهى دهندهاى هست»
[٣] - اعراف، آيه ٦