اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١٩ - مقربان
و گروهى ديگر، امامان و جانشينان معصوم پيامبرند كه از نمونههاى عالى پيشتازان در كارهاى نيكو و راه يافتگان به بارگاه قرب خداوندند[١]. على (ع) فرمود:
اللَّهُّمَّ انّى اوَّلُ مَنْ انابَ وَ سَمِعَ وَ اجابَ، لَمْ يَسْبِقْنى الّا رَسُولُ اللَّهِ- صّلى اللَّهُ عَلَيه وَ آلِهِ- بِالْصَّلاةِ.[٢] بار خدايا! منم نخستين كسى، كه به سوى تو روى آورد و دعوتت را شنيد و اجابت كرد. در نماز، كسى جز فرستاده خدا- كه درود خدا بر او و دودمان او باد- بر من، پيشى نگرفته است.
حاكم، در مستدرك آورده است: اوَّلُ هذِهِ الْامَةِ ورُوُداً عَلى الحَوْضِ اوَّلُها اسْلاماً؛ عَلّىِ بْنُ ابى طالِبٍ.[٣] نخستينِ اين امت كه به «حوض» وارد مىشود، على بن ابى طالب است كه پيش از همه امت پيامبر، به دعوت خداوند و رسالت فرستادهاش، ايمان آورده است.
اقبال لاهورى، در شرح اسرار نامهاى علّى مرتضى، چه زيبا سروده است:
|
مُسلِمِ اوّل، شهِ مردان على |
عشق را سرمايه ايمان على |
|
|
از ولاى دودمانش، زندهام |
در جهانْ مثل گهر، تابندهام |
|
|
نرگسم وارفته نظّارهام |
در خيابانش چو بو آوارهام |
|
|
زمزم ار جوشد ز خاك من، از اوست |
مَى اگر ريزد ز تاك من، از اوست |
|
|
خاكم و از مِهر او آيينهام |
مىتوان ديدنْ نوا در سينهام |
|
|
از رخ او فال، پيغمبر گرفت |
ملّت حق از شكوهش، فر گرفت |
|
|
قوّت دينِ مبين، فرمودهاش |
كائنات، آيينْ پذير از دودهاش |
|
|
مرسل حق، كرد نامش بوتراب |
حق، يد «اللَّه» در امّ الكتاب |
|
|
هر كه داناى رموز زندگى است |
سِرّ اسماى على، داند كه چيست |
|
|
هر كه در آفاقْ گردد بو تراب |
باز گردانَد ز مغرب آفتاب |
|
|
زير پاش اينجا شكوهِ خيبر است |
دست او آنجا قسيم كوثر است |
|
|
از خودْ آگاهى يداللّهى كند |
از يداللّهى شهنشاهى كند |
|
[١] - در اين زمينه، به رواياتى كه در ذيل آيات ١٠ و ١١ سوره واقعه نقل شده است، بنگريد
[٢] - نهج البلاغة، خطبه ١٣١
[٣] - ترجمه و تفسير نهج البلاغة، ج ٢٣، ص ١٦٤