اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - رسوايى گناهكار، در حضور گواهان
مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ. وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَأى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ.[١] آن زن كه او (يوسف) در خانهاش بود، از وى كام خواست، و درها را ببست و گفت: «بيا [كه تو را آمادهام]». گفت: «پناه بر خدا! كه او پروردگار من است، جايگاهم را نيكو داشته. به راستى كه ستمكاران، رستگار نشوند». و هر آينه آن زن، آهنگ او كرد و اگر نه آن بود كه او برهان پروردگار خويش بديد، آهنگ وى كرده بود. اينچنين [برهان خويش را به او نموديم] تا بدى و زشتكارى را از او بگردانيم، كه او از بندگان ويژه و برگزيده ما بود.
گاهى نيز پرده حايل ميان بنده و گناه، خوف از خداوند و گاه ديگر، اميد به رحمت و عنايت اوست. گاهى هم، پرده حيا؛ يعنى ستر و پوشش عصمت ميان بنده و گناه، حيا و آزرم از خداوند است.
على (ع) فرمود:
لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلى مَعْصِيِتَهِ، لَكانَ يَجِبْ انْ لايُعْصى شُكْراً لِنِعَمِهِ.[٢] اگر خداوند، [مردم را] به كيفر نافرمانىاش بيم نمىداد، هرآينه به پاس نعمتهايش فرمانبردارىاش واجب بود.
آرى، پاس نعمتهاى انبوه خداوند و نگهداشت ادبِ حضور خداوند مُنعم، اين است كه آدمى گِرد گناه نگردد و خويشتن را به زشتى و پلشتىِ گستاخى در پيشگاه او، نيالايد.
رسوايى گناهكار، در حضور گواهان
از جمله پيشامدهاى ناخوشايند در روز رستاخيز، فضيحت و رسوايى و بىآبرويىِ آدمى، در پيشگاه خداوند و فرشتگان و پيامبران و امامان و بندگان صالح است.[٣] و اين، نگرانىِ
[١] - يوسف، آيه ٢٣- ٢٤
[٢] - نهج البلاغة، حكمت ٢٩٠
[٣] - درباره گواهان عمل، در بخش بعد، بحث مىشود