اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٩ - آخرت، بازتاب زندگى دنيا
و رعايت نكردن عدالت در گفتار و كردار، و پيمان شكنى، هشدار داد و مردمان را از ارتكاب آنها بر حذر داشت و آن گاه فرمود:
وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلَاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ.[١] اين است راه راست من. پس آن را پيروى كنيد و به راههاى ديگر مرويد كه شما را از راه او جدا مىكند.
آدمى، در بُعد حيوانىاش اسير است؛ اسير هواى نفس و خواهشهاى غريزى. غرايز، كور و كرند؛ صلاح و فساد آدمى را در نمىيابند و خواهان آزادى مطلق و سيرى و سيرابىِ بىقيد و شرط خود هستند. در قرآن كريم مىخوانيم:
وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ.[٢] داستان [پيامبر و اندرز دهنده] آنان كه كافر شدند، داستان كسى است كه به چيزى بانگ مىزند كه [مخاطبش] نمىشنود مگر بانگ و هَىْ هَىْ (خواندنى و آوايى)؛ كراناند، لالاناند، كوراناند. پس هيچ، در نمىيابند.
اگر چه گوش و زبان و چشم دارند، ولى از آن بهره نمىبرند و به وسيله آنها راه نمىيابند. كرند و كورند و گنگ و لال. وقتى اين عضوها، وظيفهاى را كه براى آن آفريده شدهاند، انجام ندهند، گويى به كلّى نيستند و آفريده نشدهاند. و در حقيقت، چنين انسانهايى جانورانى بيش نخواهند بود؛ بلكه پستتر از آنها:
لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَا.
أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.[٣] دلهايى دارند كه به آن، [حق را] در نمىيابند، و چشمهايى دارند كه به آن، [حق را] نمىبينند، و گوشهايى دارند كه به آن، [حق را] نمىشنوند. آنان به ستورانْ مانند. نه، كه گمراهترند؛ آنان همان بىهُشاناند.
[١] - انعام، آيه ١٥٣
[٢] - بقره، آيه ١٧١
[٣] - اعراف، آيه ١٧٩