اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١٠ - الهام سپاسگزارى
النَّارِ.[١] آيا نديدهاى كه خدا چگونه مَثَلى زده است؟ سخن پاكيزه (اعتقاد درست و ايمان راستين) را چون درخت پاكيزه [قرار داده است] كه ريشه آن استوار و شاخه آن، به آسمان سر برآورده است. ميوه خود را هر هنگام، به فرمان پروردگارش مىدهد، و خدا، براى مردم، مَثَلها مىزند؛ شايد به ياد آرند و پند گيرند. و داستان سخن پليد (اعتقاد باطل و كفر) همچون درختى است پليد [و آفت زده] كه از روى زمين بر كنده شده و آن را هيچ ريشه و قرارى نباشد. خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، با گفتار استوار، در زندگى اين جهان و در آن جهان، بر جاى و استوار مىدارد، و خدا ستمكاران- كافران- را گمراه كند. و خدا هر چه خواهد، مىكند؛ آيا ننگريستى به كسانى كه [سپاس] نعمت خدا را به كفران و ناسپاسى بدل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت در آوردند؟ دوزخ، كه به آن در آيند و بد قرارگاهى است. و براى خدا همتايانى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه كنند. بگو: «بهرهمند و كامياب شويد كه سرانجام و بازگشتتان به آتش است».
در حقيقت، شاكرانهترين بهرهبردارى از نعمت، كاملترين بهرهبردارى است؛ يعنى آگاهى از هدف كاربردى نعمت و به كارگيرى آن در جهت و منظورِ دهنده آن است؛ چرا كه درباره هر نعمتى، هر گونه واكنشى را مىتوانيم بروز دهيم. به گفته مولانا، اگر چه مقصود اصلى از كتاب، فَنّ آموزش و تعليم است، اگر به جاى بالش، زير سر گذاشته شود، به درد آن كار نيز مىخورد، اما روشن است كه براى زير سر نهادن، فراهم نشده است:
|
گرچه مقصود از كتاب، آن فن بود |
گر تُواش بالش كنى، هم مىشود |
|
|
ليك از او مقصود، اين بالش نبود |
علم بود و دانش و ارشاد، بود.[٢] |
|
مگر نه اين است كه اعضا و جوارح، چشم و گوش و زبان و عقل و همه استعدادهاى تعبيه شده در وجود آدمى، نعمتهاى خدايند و در آفرينشِ هر يك از اينها، هدف و
[١] - ابراهيم، آيه ٢٤- ٣٠
[٢] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ٢٩٨٩- ٢٩٩٠.