اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٧ - الهام سپاسگزارى
الهامِ سپاسگزارى
وَ الْهَمَنامِنْ شُكْرِهِ. و نعمت بزرگِ شكر و سپاسگزارىاش را به ما الهام كرده است.
حمد و مدح و شكر، به لحاظ معنا به هم نزديكاند. حمد، گاهى براى نعمت به كار مىرود، ولى شكر اختصاص به نعمت دارد؛ جز آنكه حمد در موضع شكر نيز، قرار مىگيرد و گفته مىشود: «الْحَمدُللَّهِ شُكراً».[١]
از اين رو، گاهى حمد، به معناى ستايش، و گاهى به معناى سپاس است. در ميان مردم نيز به همين گونه متداول است. حقيقت شكر، اظهار نعمت و ابراز آن است.[٢] همان گونه كه كفر نعمت، عبارت است از مخفى كردن و مستور داشتن آن. مقصود از اظهار نعمت، به كارگيرى صحيح و مناسب آن است در مراد و هدفى كه دهنده نعمت (مُنعِم) در نظر گرفته است، و نيز ياد منعم است در زبان كه همان ثنا و تحسين اوست و اينكه ضمير و ذهن آدمى، هيچ گاه او را فراموش نكند.
بر اين اساس، شكر خداى تعالى در برابر هر يك از نعمتها، اين است كه به هنگام برخورد با آن، نعمت و منعم را فراموش نكند و نعمت را در مقصود و مراد منعم به كارگيرد. «راغب» در تعريف شكر آورده است: الشُّكْرُ: تَصَوُّر الّنِعْمَةِ و اظهارها، وَ يُضادُّهُ
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٢٨
[٢] - مجمع البيان، ج ١، ص ٢١