اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٦ - روشهاى خداشناسى
واجب موجِد و غنىّ مستقل و ... نخواهد بود، و همه اين عناوين، تعيّنهاى آن هويّت مطلقاند؛ نه خود آن. حتى برهان صدّيقين، به روش حكماى مشّائى چون ابن سينا (قده) و همفكران او، از آن جهت كه در تبيين آن، امكان ماهوى مأخوذ است، نتيجهاى جز اثبات واجبالوجود موجِد ندارد؛ ليكن برهان صديقين به روش حكمت متعاليه، خودِ ذات ازلى را ثابت مىنمايد. يعنى تأمل در هستىِ محض و وجود مطلق، دليل ازليّت و ضرورت اوست و هيچ تعيّنى را به همراه ندارد. آرى، خود ازليّت، تعيّنى از تعيّنهاى آن هويّت مطلق بىنشان است كه حتى از قيد «بىنشان بودن» نيز منزّه است و احدى را بدان حريم، راه نيست.[١] وَ امَّا الذّاتُ الْالهيَّةُ، فَحارَفيها جَميعُ الْانْبِياءِ كَما قالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيهُ و آلهِ: «ما عَرفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ». همه پيامبران و اولياى خداوند در شناخت ذات مقدّس الوهيت، حيراناند، همچنان كه سرور و سالار آنان فرمود: «تو را آن گونه كه بايد، نشناختيم، و آن گونه كه شايد، نپرستيديم».[٢]
امام خمينى (ره) مىگويد: انَّ الحقَّ بِمَقامِهِ الْغَيبى، غَيْرُ مَعْبُودٍ فَانَّهُ غَيرُ مشهودٍ وَ لا مَعْروُفٍ، وَ الْمَعْبُودُ لابُدِّ وَ انْ يَكُونَ مَشهُوداً اوْ مَعْروُفاً، وَ الْعِبادةُ دائِماً تَقَعُ في حجِاب الأسماءِ وَ الصِّفاتِ حتَّى عِبادَةُ الْانسانِ الْكامِلِ الّا انَّهُ عَابِدُ اسْم اللَّهِ الْاعَظْمِ وَ غَيْرُهُ يَعْبُدونَ سائِر الْاسماء حَسَبَ دَرَجاتِهِمْ وَ مَقاماتِهِمْ مِنْ الْمُشاهَداتِ وَالْمَعارِفِ.[٣] حق در مقام غيب، معبودِ هيچ پرستندهاى نيست؛ چرا كه در اين مرتبه، نه مشهود است و نه معروف، در حالى كه معبود، ناگزير بايد مشهود يا معروف باشد. از اين رو، پرستش، همواره در پرده اسما و صفات انجام مىگيرد؛ حتى پرستش انسان كامل، منتها او پرستنده اسم اعظم خداست و انسانهاى ديگر، هر يك در خور مقامات و درجات شهود و معرفتشان، اسماى ديگر را پرستش مىكنند.
[١] - شرح حكمت متعاليه، ج ٦، ص ١٨٧
[٢] - فصوص الحكم، ص ٧٠
[٣] - تعليقات على شرح فصوص الحِكَم، ص ١١٦