اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٤ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
مران؛ و به نعمت پروردگارت (نبوّت و قرآن و هدايت و ....) سخن گوى، كه شكر آن است.
از اين رو على (ع) به جابربن عبداللَّه فرمود:
يا جابِرُ! مَنْ كَثُرَتْ نِعَمُ اللَّهِ عَلَيهِ كَثُرَتْ حَوائجُ النَّاسِ الَيْهِ، فَمَنْ قامَ للَّهِ فيها بِما يَجِبُ عَرَّضَها لِلدَّوامِ وَ الْبَقاءِ، وَ مَنْ لَمْ يَقُمْ فيها بِما يَجِبُ عَرَّضَها لِزَّوالِ وَ الْفَناءِ.[١] اى جابر! آنكه نعمت خدا بر او بسيار بُوَد، نياز مردمان بدو بسيار بود. پس هر كه در آن نعمتها براى خدا كار كند، خدا نعمتها را براى وى پايدار مىكند، و آنكه آن را چنانكه واجب است به مصرف نرساند، نعمت او را ببرد و نيست گرداند.
بديهى است كه معرفت و بصيرت نسبت به نعمت در برخورد هرچه نيكوتر و مناسبتر با به كارگيرى نعمت در جهت خواست و اراده مُنْعِم است كه مهمترين عامل شكرگزارى خواهد بود؛ و نداشتن آگاهى نسبت به نعمت و مُنعم، و به تعبير دقيقتر، جهل نسبت به مُنعِم و نعمتهاى او، زمينه استفاده ناصحيح از نعمت و خروج از حوزه بندگى منعم حقيقى را فراهم مىآورد كه سرانجام، به سوى كفران نعمت و بهرهورى ناصحيح از آن سوق مىدهد. نمونههاى فراوانى از اين ناسپاسىها در زندگى انسانها رُخ داده كه موجبات تباهى و هلاكت آنان را فراهم آورده است.
خداوند، در قرآن كريم فرموده است:
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ. وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ. فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُم إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ.[٢] و خداوند، شهرى را مَثَل مىزند كه امن و آرام بود. روزىِ آن به فراوانى از هر جاى مىرسيد؛ امّا [مردم آن] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند. پس
[١] - نهج البلاغة، حكمت ٣٧٢
[٢] - نحل، آيه ١١٢- ١١٤