اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٢ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
چنين مىبودند كه لب به ستايش نگشايند و نعمتها را پاس ندارند، از قلمرو انسانيت بيرون رفته، به مرز حيوانيت مىرسيدند؛ بلكه در مرتبهاى فروتر از آن، گام مىنهادند و چنان مىبودند كه قرآن كريم، به توصيف آنان پرداخته است: «ناسپاسان، جز مانند چهارپايان نيستند؛ بلكه گمراهترند».
|
بىادب، تنها نه خود را داشت بد |
بلك آتش در همه آفاق زد. |
|
حقيقت شُكر
اظهار نعمت و ابراز آن است؛ همچنان كه كفرِ نعمت، عبارت است از پنهان داشتن آن، و مقصود از اظهار نعمت، به كارگيرى مناسب آن است در جهت مراد و هدفى كه دهنده نعمت (مُنِعم) منظور داشته است؛ و نيز ياد منعم است به زبان، كه همان ثنا و تحسين اوست و اينكه ضمير و ذهن، هيچ گاه او را فراموش نمىكند.
بر اين اساس، شكر خداى تعالى در برابر هر يك از نعمتها اين است كه به هنگام برخورد با آن، نعمت و منعم را فراموش نكند و نعمت را در مقصود و مراد منعم (خداى نعمت بخش) به كار گيرد.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
احْسِنُوا جِوارَ النِّعَمِ، ... الشُّكْرُ لِمَنْ انْعَمَ بِها وَ اداءُ حُقُوقِها.[١] همجوارى نعمتها را به نيكى رعايت كنيد و برخورد درخور با نعمتهاى الهى داشته باشيد ...
شكرگزار مُنْعِم باشيد و حقوق نعمتها را ادا نماييد.
راغب اصفهانى در تعريف شكر آورده است: الشُّكْرُ ثَلاثَهُ اضْرُبٍ: شُكْرُ الْقَلْبِ، وَ هُوَ تَصَوُّرُ النِّعْمَةِ؛ وَ شُكْرُ اللِّسانِ، وَ هَوَ الثَّناءُ عَلَى الْمُنْعِم؛ وَ شُكْرُ سائِرِ الْجَوارح، وَ هُوَ مَكافاةُ النِّعْمَةِ بِقَدْرِ اسْتِحْقاقِهِ.[٢] شُكر سِه گونه است:
شُكر قلبى كه تصوير نعمت در ذهن و دل آدمى است يادآورى (نعمت و نعمت دهنده)؛ شُكرِ زبانى، كه ستايش و ثناى مُنعم است؛ و شُكر اعضا و
[١] - بحار الأنوار، ج ٩٦، ص ٣٨١
[٢] - مفردات، ص ٤٦١