اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٨ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
|
گر نامه نمىخوانى، خود نامه تو را خوانَد |
ور راه نمىدانى، در پنجه رهدانى |
|
|
بازآ كه در آن مجلس، قدرِ تو نداند كس |
با سنگدلان منشين، چون گوهر اين كانى.[١] |
|
همان گونه كه ياد خداوند، گوهرى است كه در جهانْ برتر از آن، هيچ نيست: «وَلَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ.[٢] ياد خدا هر آينه بزرگتر است» اذن خداوند بر ثنا و ستايش او و سپاسگزارى از نعمتهايش و جارى ساختن ياد و نام او بر زبان و نشاندن آن بر دل نيز بزرگترين و شكوهمندترين نعمت الهى است كه بندگانش را بدان نواخته است.
امام زين العابدين (ع) فرمود:
مِنْ اعْظَمِ النِّعَمِ عَلَينا، جَرَيانُ ذِكْرِكَ عَلى الْسِنَتنا، وَ اذْنُكَ لَنا بِدُعائكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ.[٣] [خدايا] از بزرگترين نعمتها بر ما، جارى بودنِ نام تو بر زبان ماست، و مجاز بودنِ ما بر خواندنِ تو و پرداختن به تنزيه و ستايش توست.
|
اين طلب، در ما، هم از ايجاد تُست |
رَستن از بيداد، يارب! داد تُست |
|
|
بى طلب، تو اين طلبْمان دادهاى |
گنجِ احسان، بر همه بگشادهاى.[٤] |
|
براى اوّلين بار، اين اذن و فراخوانى به ستايش و سپاسگزارى، در ماجراى آفرينش و در معبر عالمِ قدس و با حضور فرشتگان، انجام گرفت؛ در ديار «الَستْ»؛ آنجا كه صحنه گواهى «عبوديتِ» زاده آدم و «ربوبيّت» خداوند است:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا.[٥] و [ياد كن] آن گاه را كه پروردگار تو، از فرزندان آدم، از پشتهاى ايشان، فرزندانشان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه
[١] - كليات شمس تبريزى، بيت ٢٥٧٣- ٢٥٧٦.
[٢] - عنكبوت، آيه ٤٥
[٣] - صحيفه سجّاديه، مناجات ذاكرين
[٤] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ١٣٣٧- ١٣٣٨.
[٥] - اعراف، آيه ١٧٢